کلیپ

کانال تلگرام

خاطرات سیاسی

غلبه اخلاق بر سیاست


* زمانی كه آن مرحوم دچار عارضه شد،من در حال نوشتن مطلبی تحت عنوان " اصولگرایان مبتنی بر اصول و اصولگرایی مبتنی بر قدرت" بودم.فرضیه اصلی این نوشته ی ناتمامم این است كه ظلم بزرگ به اصولگرایان منصفی همچون مرحوم عسكراولادی را دو گروه كردند،اول ،رقبای سیاسی ای كه " سیاست" آنها ، اجازه دیدن " اخلاق" آن مرحوم را نمی داد و دوم، " اصولگرایان مبتنی بر قدرت" .آنهایی كه با قدرت آمده و رفتند،از آن بهره های رانتی خود را گرفتند،خدایان عزل و نصب های ضد شایسته سالاری شدند،در تقسیم غنایم سیاسی ،اخلاق اسلامی را قربانی كردند و در آخرین روزهای حیات پیر این جریان ،به انصاف او نیز رحم نكردند.

*به یاد دارم كه در طول سه دوره انتخابات مجلسم همواره كاندیدای حزب موتلفه استان كرمانشاه از رقبای اصلی ام بود و بی مهری های زیادی نسبت به حقیر كه خدارا شكر تا آخر مستقل ماندم،صورت می گرفت.اما هیچگاه نزد مرحوم عسكراولادی به عنوان دبیر كل حزب مؤتلفه حتی گلایه ای را نیز مطرح نكردم.چرا كه بین آن روح اخلاقی بزرگ و اجسام سیاسی كوچك فاصله زیادی می دیدم و این رابطه ما تا آخر اخلاقی و غیر سیاسی ماند.و اخلاقش به حدی برایم مقدس بود كه حتی بعد از مظلومیت خودم و شهرم اسلام آبادغرب در سال ۱۳۹۰ ،هیچگاه آن را به سیاست آلوده اش نكردم.

*هر گاه كسی سعی داشت اتهامات مربوط به احوال شخصیه و ادعای لغزش های اخلاقی افراد را مطرح كند،بلافاصله با تذكر شرعی ایشان مواجه می شد.او با نقل قول از شهید بهشتی می گفت،ما كه هنوز تكلیف خودمان در درگاه الهی روشن نیست ،چگونه می توانیم در این دنیا دیگران را از آن درگاه برانیم و محروم كنیم؟و كلیت جلسات سیاسی روزنامه بر بنیاد اخلاقی ای شكل می گرفت كه در تفسیر قرآن چند دقیقه اول ایشان سامان می یافت.
http://www.over.lxb.ir/upload/over/image/ادامه


اصولگرای مبتنی بر اصول




سال ۱۳۷۲، در ۲۲ سالگی تنها پس از چند ماه حضور در روزنامه رسالت،با عنوان رییس بخش سیاسی خارجی روزنامه،به جلسات مشترك تحریریه و هیأت امنا دعوت شدم و بیش از بیست سال تقریبا متوالی،هر هفته به عنوان جوانترین عضو در كنار صندلی پیر صادق آن محفل صمیمی، مرحوم عسكراولادی ،به بحث و تحلیل سیاسی در كوران تحولات مختلف كشور می پرداختیم.
پس از چندی عدم توفیق زیارت ایشان،چند ماه پیش،موضوعی مرا خدمت مرحوم عسكراولادی كشاند.بعد از صحبت های مصلحانه او درباره آقایان كروبی و موسوی و بحث فتنه،حتی برخی از دوستان هم با كم انصافی برخورد كردند.خدمت كه رسیدم غلبه روزگار را بر چهره آن مجاهد خستگی ناپذیر باور كردم اما روحش و فكرش بزرگتر از همیشه بود.با یادآوری یكی از مصاحبه های خودم در اوج درگیری های ۱۳۸۸، كه در آن گفته بودم،" همگان بنزین بر این آتش می ریزند،كاش كسی با كاسه آبی بیاید"، عرض كردم،حاج آقا وظیفه دانستم به خاطر موضع اخیر از شما تشكر كنم،برخی در فتنه اشتباه كردند ،ولی برخی دیگر حتی اجازه و فرصت جبران اشتباه را نمی دهند و آن را به یك برچسب برای پیشبرد مقاصد افراطی خود تبدیل كرده اند.در حالیكه مملكت به آرامش نیاز دارد."
باز هم تحلیلش از اوضاع،حاوی یك درس بزرگ بود.فرمود:" من دیگر نه به فكر جایگاهی در آینده هستم و نه ترس دارم كه چیزی از گذشته ام را بپوشانم،یك پای من در اون دنیاست،سال ۸۸ كه پیش آقای موسوی رفتم،مواضعش مؤید فتنه نبود اما همین كه مرا بدرقه كرد،عده ای هجوم آوردند و او را جدا كردند و آن بیانیه نوشته شد.همه ما باید كمك كنیم آرامش و آشتی در مملكت حاكم شود."( نقل به مضمون).
دیگه او راندیدم و زمانی كه دچار عارضه شد،من در حال نوشتن مطلبی تحت عنوان " اصولگرایان مبتنی بر اصول و اصولگرایی مبتنی بر قدرت" بودم.فرضیه اصلی این نوشته ی ناتمامم این است كه ظلم بزرگ به اصولگرایان منصفی همچون مرحوم عسكراولادی را دو گروه كردند،اول ،رقبای سیاسی ای كه " سیاست" آنها ، اجازه دیدن " اخلاق" آن مرحوم را نمی داد و دوم، " اصولگرایان مبتنی بر قدرت" .آنهایی كه با قدرت آمده و رفتند،از آن بهره های رانتی خود را گرفتند،خدایان عزل و نصب های ضد شایسته سالاری شدند،در تقسیم غنایم سیاسی ،اخلاق اسلامی را قربانی كردند و در آخرین روزهای حیات پیر این جریان ،به انصاف او نیز رحم نكردند.و چه بسا دیگرانی نیز كه به چشم این بازیگران سیاسی،در مورد امثال عسكراولادی قضاوت های ناصحیح كردند.هنوز هم معتقدم در فضای سیاسی كشور برخی از مصلحان اصولگرا همچون آن مرحوم ،" مرتضی نبوی"،" پرورش" و ... منصفانه شناسانده نشده اند همچون برخی از مصلحان چپ كه آنها نیز در دل خود از اصلاح طلبان مبتنی بر قدرت آسیب می بینند.
به اعتقاد بنده این انقلابیون اصیل،روحی فراجناحی دارند.به یاد دارم كه در طول سه دوره انتخابات مجلسم همواره كاندیدای حزب موتلفه استان كرمانشاه از رقبای اصلی ام بود و بی مهری های زیادی نسبت به حقیر كه خدارا شكر تا آخر مستقل ماندم،صورت می گرفت.اما هیچگاه نزد مرحوم عسكراولادی به عنوان دبیر كل حزب مؤتلفه حتی گلایه ای را نیز مطرح نكردم.چرا كه بین آن روح اخلاقی بزرگ و اجسام سیاسی كوچك فاصله زیادی می دیدم و این رابطه ما تا آخر اخلاقی و غیر سیاسی ماند.و اخلاقش به حدی برایم مقدس بود كه حتی بعد از مظلومیت خودم و شهرم اسلام آبادغرب در سال ۱۳۹۰ ،هیچگاه آن را به سیاست آلوده اش نكردم.
در انتخابات سال ۱۳۸٤ ریاست جمهوری موضع فراجناحی مرحوم عسكراولادی برایم جالب بود.در حالیكه روح حاكم بر جلسه مشترك،حمایت از آقای احمدی نژاد در مقابل آقای هاشمی رفسنجانی بود،ایشان با صلابت از اصلح بودن هاشمی سخن گفت و اینكه در این شرایط،كشور به همچین رییس جمهوری نیاز دارد و سرانجام فضا به گونه ای شكل گرفت كه آخرین شماره رسالت قبل از انتخابات،با دو عكس بزرگ و یكسان دو رقیب در صفحه اول بسته شد.تا نمای رسالت بی طرف نشان داده شود.
از زمان انتشار خبر رحلت آن مرحوم،سیاستمداران و سیاست نویسان كشور آموزه ها و خاطرات مختلفی از او مطرح كرده اند،مرد صلح و آشتی،مجاهد،منصف و ...اما به نظرم یكی از آموزه های آن مرد بزرگ كه باید سرمشق قرار گیرد،" غلبه اخلاق بر سیاست" است.به یاد دارم سوم خرداد ماه سال ۱۳۷٦، بعد از شكست آقای ناطق نوری كاندیدای تمام قد اصولگرایان از آقای خاتمی،یكی از اعضای وقت جلسه گزارش مفصلی از دلایل شكست ارائه داد و بعد از او مرحوم عسكراولادی،فرمودند،اگر امروز آقای ناطق نوری پیروز می شد،حتما برخی از همان دلایل شكست را به عنوان دلایل پیروزی مطرح می كردید.او با تاكید بر اینكه در هر انتخابات،ما به تكلیف خود عمل می كنیم،" نقد سازنده" را به عنوان تكلیف رسالت در دوران جدید،مطرح كردند و شاگردان مكتب او به طور معمول سعی كرده اند از این آموزه كلی عدول نكنند.
در موارد دیگر هر گاه كسی سعی داشت اتهامات مربوط به احوال شخصیه و ادعای لغزش های اخلاقی افراد را مطرح كند،بلافاصله با تذكر شرعی ایشان مواجه می شد.او با نقل قول از شهید بهشتی می گفت،ما كه هنوز تكلیف خودمان در درگاه الهی روشن نیست ،چگونه می توانیم در این دنیا دیگران را از آن درگاه برانیم و محروم كنیم؟و كلیت جلسات سیاسی روزنامه بر بنیاد اخلاقی ای شكل می گرفت كه در تفسیر قرآن چند دقیقه اول ایشان سامان می یافت. و سرانجام اینكه در حالیكه دعواهای مربوط به عزل و نصب ها،نقل شماری از محافل سیاسی است،در دو دوره متفاوت حكومت چپ و راست در ایران اخیر،تنها چیزی كه منجر به برافروخته شدن چهره آن مرحوم می شد،" اصول بنیادی انقلاب اسلامی" بود، كه نباید قربانی دعواهای جناحی شود.به راستی او نماد اصولگرایان مبتنی بر اصول بود.

روحش شاد و یادش گرامی




طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
برچسب ها: عسکراولادی، فلاحت پیشه، روزنامه رسالت، اصولگرا،
دنبالک ها: روزنامه رسالت،
[ یکشنبه 26 آبان 1392 ] [ 03:39 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

مدیر وبلاگ : سجاد حسینی

آخرین مطالب
.
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :