تبلیغات
دکتر حشمت الله فلاحت پیشه





کلیپ

کانال تلگرام

خاطرات سیاسی

من نماینده نیستم!

- این هفته مجبور شدم برای اصلاح خبر یک روزنامه نگار در مورد خودم با ایشان تماس بگیرم.بنده ی خدا هنگام درج مصاحبه اش با این حقیر از عنوان "نماینده ی اسلام آباد غرب و دالاهو" استفاده کرده بود.در حالیکه سومین سالی است که دیگر بنده افتخار خدمت به این دیار و حضور در مجلس را از دست داده ام.البته این جبران خطای خبرنگاران ، بخشی از برنامه ی هفتگی من به شمار می آید.قبل از آن نیز در اوج جنجال خبری استیضاح وزیر علوم ،خبرنگار یکی از پایگاههای خبری مهم کشور با من تماس گرفت و پرسید:" آقای فلاحت پیشه فردا در لحظه ی استیضاح چکار می کنید؟"

-برغم پایان ماموریت هشت ساله ام در مجلس شورای اسلامی،به طور میانگین روزانه چهار مصاحبه و مقاله در رسانه های ملی درج می کنم.و در عرصه ی دانشگاهی نیز علاوه بر نگارش رو به پایان دو کتاب،دو مقاله ی"آی.اس.آی"،پنج مقاله ی "آی .اس.سی"،پنج مقاله ی"اینترنشنال" و حدود 15 مقاله ی علمی پژوهشی و همایشی ،افتخار راهنمایی،مشاوره و داوری دهها پایان نامه ی دکتری و کارشناسی ارشد را داشته ام.خدا کمک کرد که جبر" سیاستمداران" ، طعنه ی " کوته بینان"و بی مهری"فرصت طلبان" مرا از پای در نیاورد.بار علمی را جایگزین کینه های سیاسی کردم و کار فکری را به جنگ افسردگی سیاسی فرستادم.و خدایا شکر اکنون نه بازنده ام نه افسرده . و در دنیای بی کینه ی خود،هوس بازگشت قدرت را به سخره گرفته ام.

-به یاد دارم در صبح برفی بعد از انتخابات،وقتی شنیدم عده ای به تحریک جوانان طرفدارم پرداخته و خواستار حرکت آنها به سمت فرمانداری اسلام آباد شده بودند،از خشم برآشفتم.گفتم حتی اگر یک نفر به سمت فرمانداری برود و اعتراضی کند،رسما از انتخابات کناره گیری خواهم کرد.روی گریان همه را بوسیدم و عازم تهران شدم.در آن شب سرد نامه ی اعتراضیه ی خود را خطاب به شورای نگهبان نوشتم تا فردا تحویل دهم.اما برای غلبه بر بی خوابی زجرآورم ،بلافاصله سراغ کتابخانه ام رفتم.

-همان لحظه یاد خاطره ای از همشهری شیرین زبانم داش "سیروس عسکری" هم افتادم که به گونه ای متفاوت با من خداحافظی کرده بود.بعد از باخت،او با لحنی بغض آلود گفت:" گیانگه ی دکتر خودتو ناراحت نکن! دو وانت بار کتاب داری ،همون ها را بفروشی تا آخر عمر بسته".

-در گذر سخت زمان فهمیدم که همچون ایام پیش از نمایندگی مجلس،می توان بدون صندلی سبز هم سخن گفت.یک سال بعد در فضای پیشا انتخاباتی ریاست جمهوری ، خدمت جناب دکتر روحانی بودیم.بگذرد که در آن جلسه به ایشان عرض کردم که من از" دوجانبه گری سیاسی "متنفرم و لذا طبق عهدی که با دکتر قالیباف بسته ام ، نمی توانم دعوت به همکاری کاندیدایی دیگر را بپذیرم،اما ایشان بزرگوارانه موضوعی را در مورد بنده مطرح کردند که باب هوای این خاطره است:" حضور و تحلیل های آقای فلاحت پیشه بعد از انتخابات مجلس حتی از گذشته مجلسی ایشان نیز نافذ تر بوده است".

-نمی دانم در آینده چه پیش خواهد آمد.ولی خدا می داند اگر همین فردا آخرین روز مهلت ثبت نام نمایندگی مجلس دهم باشد،بنده ثبت نام نخواهم کرد.لذا حداقل حق دارم مواضع چند سال اخیرم را از هرگونه شائبه ی انتخاباتی پاک بدانم. به گواه اسناد مجلس،بنده از پر جنب و جوش ترین نمایندگان تاریخ قوه ی مقننه کشورم بوده ام.در تمام حوزه های مسئولیتم به ویژه در عرصه ی سیاست خارجی اجازه ی افراط و تفریط را به کسی نمی دادم.

-ادعاها یی همچون "تحریم" بهانه است.در دو دوره ی هفتم و هشتم مجلس پنج قطعنامه ی تحریم علیه ایران صادر شد و ما آن همه کار کردیم ولی از ابتدای مجلس نهم حتی یک قطعنامه ی تحریمی تازه صادر نشده است."

-به یاد دارم که چند روز بعد از انتخابات منتهی به شکست خودم،در تماسی تلفنی ضمن تبریک به جریان رقیب اعلام کردم که برای هر گونه همکاری آماده ام و از جمله گفتم که سه کارخانه ی جدید آورده ام که می تواند در صورت استقرار، بیش از شش هزار شغل ایجاد نماید.این در حالی بود که رقم بیکاران آن موقع اسلام آباد غرب حدود 3600 نفر بود.برخورد نخوت آمیزی با من شد و حتی برادری گفته بود:" خانه آباد برای خودش کارخانه می آورد می خواهد ما حمالی اش را بکنیم".

-گوینده ی این جمله ی اخیر و فلان شخص به اصطلاح با دین و ایمان شهر که اکنون اسلام آباد را با همه بدبختی هایش رها کرده و برای فلاکت مردمان دیاری دیگر برنامه می ریزد،بعد از چند ماه بعد از نوش کردن ناهاری مفصل در کارخانه کاشی کاژه ، به مدیر میزبانشان می گویند:" تا حالا فکر می کردیم اینجا مال فلاحت پیشه است که به شما سر نزدیم"!

http://www.over.lxb.ir/upload/over/image/%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8.png

من نماینده نیستم

خاطرات سیاسی دکتر فلاحت پیشه

این هفته مجبور شدم برای اصلاح خبر یک روزنامه نگار در مورد خودم با ایشان تماس بگیرم.بنده ی خدا هنگام درج مصاحبه اش با این حقیر از عنوان "نماینده ی اسلام آباد غرب و دالاهو" استفاده کرده بود.در حالیکه سومین سالی است که دیگر بنده افتخار خدمت به این دیار و حضور در مجلس را از دست داده ام.البته این جبران خطای خبرنگاران ، بخشی از برنامه ی هفتگی من به شمار می آید.قبل از آن نیز در اوج جنجال خبری استیضاح وزیر علوم ،خبرنگار یکی از پایگاههای خبری مهم کشور با من تماس گرفت و پرسید:" آقای فلاحت پیشه فردا در لحظه ی استیضاح چکار می کنید؟"

خیلی راحت و فارغ از همه چیز پاسخ دادم:" هیچی! من در آن لحظه مشغول ویرایش نهایی تازه ترین کتابم با عنوان " لبخند و شمشیر در روابط ایران و آمریکا " هستم."

خانم خبرنگار لبخندی زد و گفت:" خواهش می کنم سعی نکنید با شوخی از پاسخ به سوال ما طفره برید،ما داریم فضای جلسه ی استیضاح را ارزیابی می کنیم.مگه میشه شما فردا جزو" ساکتین" باشید؟"

بازهم فهمیدم که بنده ی خدا اشتباه گرفته است.عرض کردم :"سه ساله که دیگه من نیستم..."

آره عزیزان! سه ساله دیگر من نیستم و آنچه هست باقی مانده فریادهای مجلس منه.برغم اسرار خبرنگاران دلسوز کرمانشاهی، تا حد امکان سعی کرده ام از ورود به مسایل استانی بپرهیزم تا مزاحمت و دغدغه ای برای همکاران خدوم امروز ایجاد نکنم.ولی خدا می داند برای حضور رای و نظر در عرصه ی ملی احساس دین می کنم.لذا برغم پایان ماموریت هشت ساله ام در مجلس شورای اسلامی،به طور میانگین روزانه چهار مصاحبه و مقاله در رسانه های ملی درج می کنم.و در عرصه ی دانشگاهی نیز علاوه بر نگارش رو به پایان دو کتاب،دو مقاله ی"آی.اس.آی"،پنج مقاله ی "آی .اس.سی"،پنج مقاله ی"اینترنشنال" و حدود 15 مقاله ی علمی پژوهشی و همایشی ،افتخار راهنمایی،مشاوره و داوری دهها پایان نامه ی دکتری و کارشناسی ارشد را داشته ام.خدا کمک کرد که جبر" سیاستمداران" ، طعنه ی " کوته بینان"و بی مهری"فرصت طلبان" مرا از پای در نیاورد.بار علمی را جایگزین کینه های سیاسی کردم و کار فکری را به جنگ افسردگی سیاسی فرستادم.و خدایا شکر اکنون نه بازنده ام نه افسرده . و در دنیای بی کینه ی خود،هوس بازگشت قدرت را به سخره گرفته ام.

به یاد دارم در صبح برفی بعد از انتخابات،وقتی شنیدم عده ای به تحریک جوانان طرفدارم پرداخته و خواستار حرکت آنها به سمت فرمانداری اسلام آباد شده بودند،از خشم برآشفتم.گفتم حتی اگر یک نفر به سمت فرمانداری برود و اعتراضی کند،رسما از انتخابات کناره گیری خواهم کرد.روی گریان همه را بوسیدم و عازم تهران شدم.در آن شب سرد نامه ی اعتراضیه ی خود را خطاب به شورای نگهبان نوشتم تا فردا تحویل دهم.اما برای غلبه بر بی خوابی زجرآورم ،بلافاصله سراغ کتابخانه ام رفتم. ده کتاب دوست داشتنی را که سرشلوغی ایام نمایندگی اجازه ی خواندنشان را بهم نداده بود ، دور خودم جمع کردم.منظره ای شبیه خانه های بازی کودکانه.این خانه سازی چه آرامشی به من می داد که در عمرم اینقدر احساس تنهایی نکرده بودم.

"خدایا تو را به خاطر کتاب هایم شکر می گویم"

همان لحظه یاد خاطره ای از همشهری شیرین زبانم داش "سیروس عسکری" هم افتادم که به گونه ای متفاوت با من خداحافظی کرده بود.بعد از باخت،او با لحنی بغض آلود گفت:" گیانگه ی دکتر خودتو ناراحت نکن! دو وانت بار کتاب داری ،همون ها را بفروشی تا آخر عمر بسته".

در گذر سخت زمان فهمیدم که همچون ایام پیش از نمایندگی مجلس،می توان بدون صندلی سبز هم سخن گفت.یک سال بعد در فضای پیشا انتخاباتی ریاست جمهوری ، خدمت جناب دکتر روحانی بودیم.بگذرد که در آن جلسه به ایشان عرض کردم که من از" دوجانبه گری سیاسی "متنفرم و لذا طبق عهدی که با دکتر قالیباف بسته ام ، نمی توانم دعوت به همکاری کاندیدایی دیگر را بپذیرم،اما ایشان بزرگوارانه موضوعی را در مورد بنده مطرح کردند که باب هوای این خاطره است:" حضور و تحلیل های آقای فلاحت پیشه بعد از انتخابات مجلس حتی از گذشته مجلسی ایشان نیز نافذ تر بوده است".

نمی دانم در آینده چه پیش خواهد آمد.ولی خدا می داند اگر همین فردا آخرین روز مهلت ثبت نام نمایندگی مجلس دهم باشد،بنده ثبت نام نخواهم کرد.لذا حداقل حق دارم مواضع چند سال اخیرم را از هرگونه شائبه ی انتخاباتی پاک بدانم. به گواه اسناد مجلس،بنده از پر جنب و جوش ترین نمایندگان تاریخ قوه ی مقننه کشورم بوده ام.در تمام حوزه های مسئولیتم به ویژه در عرصه ی سیاست خارجی اجازه ی افراط و تفریط را به کسی نمی دادم.و هنوز نیز خود را در قبال منافع ملی ایرانیان و سرنوشت هموطنانم در دنیای حسود و پردشمن امروز مدیون می دانم.

در عرصه منطقه ای نیز حق دارم بپرسم که " چرا برای اولین بار بعد از هشت سال افزایش سنواتی بودجه ی راه آهن غرب کشور از 4 میلیارد تومان سال اول نمایندگی بنده تا 300 میلیارد تومان سال آخر آن،هم بودجه با افت شدید مواجه شد و هم عملیات اجرایی آن متوقف گردید؟چرا برغم تعهدات دولت مبنی بر رسیدن قطار به مرز، تا شهریور سال 1392،سوت قطار حتی در کرمانشاه نیز به صدا در نیامد ؟"

"چرا پروژه های صنعتی،آموزشی،بیمارستانی،مرزی،ورزشی و...متوقف است"؟

ادعاها یی همچون "تحریم" بهانه است.در دو دوره ی هفتم و هشتم مجلس پنج قطعنامه ی تحریم علیه ایران صادر شد و ما آن همه کار کردیم ولی از ابتدای مجلس نهم حتی یک قطعنامه ی تحریمی تازه صادر نشده است."

خدا می داند که اگر مسئولان امروز پای مطالبات دیروز بایستند، ما از خانه ی کتابی خود بیرون نمی آییم.دست یاریمان را رد کردند ولی بازم دست دراز می کنیم تا حداقل یادآور تعهدات گذشته ی دولت باشیم.به یاد دارم که چند روز بعد از انتخابات منتهی به شکست خودم،در تماسی تلفنی ضمن تبریک به جریان رقیب اعلام کردم که برای هر گونه همکاری آماده ام و از جمله گفتم که سه کارخانه ی جدید آورده ام که می تواند در صورت استقرار، بیش از شش هزار شغل ایجاد نماید.این در حالی بود که رقم بیکاران آن موقع اسلام آباد غرب حدود 3600 نفر بود.برخورد نخوت آمیزی با من شد و حتی برادری گفته بود:" خانه آباد برای خودش کارخانه می آورد می خواهد ما حمالی اش را بکنیم".این در حالی بود که من بعد از پیروزی در دور اول انتخاباتم با احترام از همه ی نمایندگان سابق اسلام آبادغرب درخواست همیاری و همکاری کرده بودم.

حال بگذریم که گوینده ی این جمله ی اخیر و فلان شخص باصطلاح با دین و ایمان شهر که اکنون اسلام آباد را با همه بدبختی هایش رها کرده و برای فلاکت مردمان دیاری دیگر برنامه می ریزد،بعد از چند ماه بعد از نوش کردن ناهاری مفصل در کارخانه کاشی کاژه ، به مدیر میزبانشان می گویند:" تا حالا فکر می کردیم اینجا مال فلاحت پیشه است که به شما سر نزدیم"!

آقایان پس از خروج از این غفلت، بارها به کارخانه ی کاشی کاژه رفتند و ضمن صرف ناهار، کارگران را به راه راست و پرهیز از دروغگویی دعوت می کردند .

کرمانشاهی که زمانی شاه نشین همه ی استان های مرزی ایران بود،اکنون با حدود 15% نرخ بیکاری ،بدترین آمار را حتی در میان استان های محروم مرزی دارد.بارها گفته ام ! من از سکوت متنفرم.در هر محفل ساکت، حق جوانی مظلوم در حال ذبح شدن است.این سکوت به حدی عمیق است که هنوزآن خبرنگار حیران صدایی جز صدای من را نمی شنود.من دیگر نماینده نیستم.هر چند هنوز سخن می گویم.اما آن سخنرانی ها از سر" امید" بود و این زجه ها ناشی از" بیم " است.




طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
برچسب ها: نماینده، دکترفلاحت پیشه، اسلام آبادغرب ودالاهو، دکترروحانی، دکترقالیباف، کتابخانه،
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

مدیر وبلاگ : سجاد حسینی

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :