کلیپ

کانال تلگرام

خاطرات سیاسی

خاطره(8)

در اولین سال نمایندگی دوره هفتم مجلس،بحث انتخابات ریاست جمهوری در کشور جدی شده بود."کاظم جلالی"قبل از جلسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی،گفت:باید با هم به جلسه ای مهم برویم که تنها شماری از نمایندگان را برای حضور در آن دعوت کرده اند.بعد از کمیسیون فهمیدم که منظور او جلسه ای با جناب آقای هاشمی رفسنجانی است و هنگامی که به اتفاق اقای جاسمی اجاق نماینده وقت قصرشیرین در جلسه حضور یافتیم،دیدیم حدود 50 نماینده مجلس در اتاق مذاکرات ریاست مجمع تشخیص مصلحت گردهم آمده اند. دراین جلسه ده نفر صحبت کردند از جمله بنده که نفر نهم بودم.اغلب دوستان مطالب خود را به دعوت از آقای هاشمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری اختصاص دادند.دعوتی که عمدتا با تعریف و تمجید همراه بود.اما صحبت های من با دوستان متفاوت بود،هم نیازها و گلایه های شهر و استانم را مطرح کردم وهم به سوالاتی اشاره نمودم که اعتقاد داشتم ایشان در صورت حضور در انتخابات ریاست جمهوری با آن مواجه خواهد شد.چراکه بنده با تاسی از تاریخ انقلاب و جنگ و تاییدات مرحوم امام و رهبری،معتقد به حرمت نقش و زحمات آقای هاشمی بوده و تاکید دارم اگر توهین به بزرگان هر جامعه باب شود،اخلاق سیاسی از آن رخت بر می بندد. با این دید از آقای هاشمی گلایه کردم که چرا برغم اینکه شما شاهد نزدیک هشت سال جنگزدگی مردم اسلام اباد غرب بودید،مانع حذف اعتبارات بازسازی آن نشدید؟و چرا بعد از جنگ و سازندگی توجه لازم به مناطق محروم نشد؟ولذا پاسخی بدهید که بنده به عنوان یک نماینده جوان بتوانم به انتقادات هم استانی هایم پاسخ دهم. ایشان خیلی کوتاه فرمودند:میتوان محرومیت ها را با دو رقم بالا وپایین کردن بودجه از بین برد . بعد از جلسه ،جلالی به شوخی و جدی گفت: آبروی مرا پیش آقای هاشمی بردی! و برخی روزنامه ها که همیشه به دنبال تخریب آقای هاشمی هستند،نوشتند:فلاحت پیشه جلسه انتخاباتی هاشمی را برهم زد و...

بعدها خود آقای جلالی و منتقدان آن روز من به بنده حق دادند که مهمترین ظلم به یک کاندیدا یا یک سیاستمدار و مسئول،جلو گیری از مواجه شدن او با سوال است.

شاه بیت صحبت های من با آقایان خاتمی و احمدی نژاد و دیگر مسئولانی که در این مدت در پیگری مسائل حوزه ام با آنها مواجه شده ام،همین "نکته"بوده است که،اگرنگوئیم در گذر ایام حق مناطق مرزی غرب کشور ضایع نشده ولی باید گفت در شرایط خاص حداقل این حق پایمال شده است. و هر گونه برنامه ریزی برای توسعه کشور بدون جبران این گذشته، ناقص و نا عادلانه خواهد بود.

همین موضوع را به نوعی دیگر خدمت جناب دکتر رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح کردم.چند روز بعد از آغاز مجلس هفتم به اتفاق برخی دیگر از نمایندگان جلسه ای در مجمع داشنیم که درآنجا تاکید کردم حتی نمی توان غرب و محرومیت هایش را با جنوب کشور مقایسه کرد.به هر حال به دلایل استراتژیک "تبلیغات جنگ"به جنوب کشور منتقل شد و همین باعث نادیده شدن بسیاری از جانفشانی ها،دلاوری ها،رنج ها،آوارگی ها و خاصه نیازها و حقانیت های غرب کشور شد.به ایشان هم گفتم،اگر در مملکت ادعای برنامه ریزی عادلانه را داریم،چاره ای نیست جز اینکه باید مسیر توسعه بدون جنگ استان ها و شهرستان های مرزی غرب و جنوب را با این فرض طراحی می کردیم که"اگر جنگ نبود،اکنون این مناطق چه جایگاهی را از لحاظ توسعه دارا می بودند"؟این عقب ماندگی ها باید جبران می شد. گلایه های مردم از ارزیابی های بعد از جنگ جدی است و به همین دلیل بخش عمده ای از تذکرات ما نمایندگان نیز باید در آن قالب شکل می گرفت.

در نخستین روزهای مجلس هفتم که نمایندگان برای کسب مناصب تخصصی مجلس و کمیسیون ها تلاش می کردند،مرسوم این بود که هرنماینده ای در جلسه مربوطه برای معرفی خود از چند دقیقه وقت استفاده می کرد.پیش از نوبت بنده برخی از نمایندگان در ضمن معرفی به سوابق رزمندگی خود اشاره می کردند.یکی می گفت:یک سال رزمندگی دارد،یکی دو سال و...من هنگام معرفی بعد از اشاره به سوابق علمی و تخصصی خود گفتم :"در مورد رزمندگی سوابقم از همه شما بیشتر است چون هشت سال در جنگ بوده ام".همانجا دوست امروزم دکتر جهانگیرزاده نماینده ارومیه گفت:آقای فلاحت پیشه با سن و سالی که اینجا از شما زده اند،چگونه ممکن است هشت سال جبهه داشته باشید؟عرض کردم این یک واقعیت مربوط به حقوق مردم اسلام اباد غرب و دیگر شهر ها و روستاهای حوزه انتخابیه ام است که متاسفانه در نظامات بعد از جنگ به آن توجه نشد.ما هشت سال زیر بمباران بودیم.در مواردی حتی بر حسب مقتضیات جنگ،اسلام آباد غرب،کرند غرب،گهواره و حمیل جلوتر از خط مقدم قرار گرفته بودند.بارها هم گفته ام ضمن احترام به عزیزانی که برای دفاع از میهن، خانه و کاشانه خود را رها کرده و میهمان مرزهای ما شدند،معتقدم بسیاری از این برادران در جایی خدمت می کردند که ما با خانواده خود به سر می بردیم.بعد ها فهمیدم که با معیارهای رایج دنیا می توان گفت که همه زنان و کودکان این مناطق رزمنده هستند و باید از مزایای تشویقی برحق آن برخوردار شوند.

به هر حال ما موظف هستیم به گونه ای عمل کنیم که آن خاطرات برادری با شائبه ایجاد نابرابری مغشوش نشود.از عصر افلاطون تا کنون،"نگهبانان"جایگاه برجسته ای درسامان سیاسی و مدیریتی کشور خود داشته اند.ودر دنیای پیشرفته مرز را به عنوان نماد قدرت ملی و شاهرگ منافع حیاتی، آباد می کنند.اما دلایل کافی داریم که هنوز این قدر نگه داشته نمی شود.آخرین آن را همین هفته در فرودگاه کرمانشاه و از زبان یکی از شهروندان کرمانشاهی شنیدم که گلایه می کرد،بخشنامه جدید برخورداری فرزندان کارمندان زمان جنگ ازمزایا و معافیت های خاص،فقط به کارمندان غیر بومی اختصاص یافته است و کارمندان کرمانشاهی که خودشان و خانواده آنها در منطقه جنگی بوده اند،از این مزایا محرومند!اینهم آخرین نمونه از تصمیم گیری و بخشنامه نویسی مسئولانی که خاصیت آنها تبدیل فرصت به تهدید است و در ناراضی سازی برای جمهوری اسلامی ید طولایی دارند.حال برخی ها باز هم به ما می گویند که چرا این قدر به دولت تذکر می دهید؟بارها در پاسخ گفته ام:اگر غضنفرها را بگیریم،از مارادونا ترسی نیست.

درخاطرات آینده هم برخی مصادیق دیگر مدیریت غضنفری را ذکر خواهم کرد و هم به قوانینی اشاره می کنم که برای احیای حقوق مرزنشینان ،ایثارگران و قربانیان جنگ تصویب کرده ایم.

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

مدیر وبلاگ : سجاد حسینی

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :