تبلیغات
دکتر حشمت الله فلاحت پیشه





کلیپ

کانال تلگرام

خاطرات سیاسی

آن مرحوم بی خود کردند، ما می دانیم چرا باید قدر شناس باشیم

خاطرات سیاسی دکتر فلاحت پیشه(13)

آن مرحوم بی خود کردند، ما می دانیم چرا باید قدر شناس باشیم

می گویند در انتهای یک مراسم ختم،قاری مراسم خطاب به مردم اعلام می کند که آن مرحوم وصیت کرده اند که کسی مشکی نپوشد ، پلاکارد ننویسد و... اما یکی از حاضرین از وسط جمعیت فریاد می زند:قربان آن مرحوم بی خود کردند ما می دانیم چرا باید قدر شناس باشیم.

این هفته برادری که قرار بوده به مدیران یکی از شهرستان های حوزه انتخابیه بنده درس اخلاق بدهد،از نصب چند عدد پلاکارد در تشکر از مسئولان شهر عصبانی شده و گفته آنها وظیفه دارند که کار کنند و نباید عده ای معلوم الحال با نصب پلاکارد به ...بپردازند و ...نقطه چین ها را از این بابت آوردم که برخی از کلمات را از لحاظ اخلاقی قابل هضم نمی بینم و لذا بهتر است این بار هم بگذریم.

آنهایی که به بنده نزدیک اند به خوبی می دانند که اصولا مثل آن مرحوم با نصب پلاکارد و ...مخالفم و حتی دوره گذشته در چنین روزها یی به فاصله چند ساعت و بعضا چند دقیقه پلاکاردهای مربوط به بنده را پاره می کردند.حال آنکه به قول انتخاباتی ها اکنون وضع خوب است چون چهار سال پیش حوزه انتخابیه ام مملو از مدیرانی بود که هنگام گرفتن پست قسم می خوردند که به من خیانت نکنند،اما شش ماه قبل از انتخابات به این نتیجه رسیده بودند که پلاکارد پاره کنند تا کسی نفهمد فلاحت پیشه چکار کرده است و بدین وسیله اسباب شکست او را فراهم نمایند.

اما من برای مخالفت با پلاکارد نویسی دلایل اصولی تری دارم.چون معتقدم که مردم ایران و خاصه مردم استان کرمانشاه و شهرستان های اسلام آباد غرب و دالاهو به خوبی می دانند که مجلس جایگاه بی بدیلی در قانون اساسی و نظام مملکت داری کشور دارد و لذا کشف و درک ضعف و قوت نماینده و دیگر مسئولان برای آنها دشوار نیست.چون اصولا مملکت داری در رابطه بین قوا،شامل سه کار اساسی است:1.قانونگذاری و بودجه 2.اجرای قانون و هزینه کردن بودجه و 3.نظارت بر اجرای درست قانون و تفریغ بودجه.

از سه کار فوق دو کار اول و سوم بر عهده مجلس است و لذا اگر مجلس قوی باشد،مملکت قوی است و اگر خدای ناکرده مجلس ضعیف یا نا سالم باشد،مملکت ضعیف و ناسالم است .به همین نسبت اگر نماینده شهری ضعیف و توسری خور باشد،مردم آن شهرستان از حقوق خود دور می مانند.کاش مکانیسمی در کشور شکل گیرد که در قالب آن مردم بتوانند در مورد عملکرد سالیانه نمایندگان خود از نمایندگان دیگر شهرهای کشور و خاصه از وزرا تحقیق به عمل آورند چون بنده بعد از هفت سال تجربه در ایران و به همین میزان تجربه در جمع نمایندگان حدود 170 کشور دنیا در اجلاس سالیانه بین المجالس، به این باور رسیده ام که نماینده ضعیف و وابسته اسباب تحقیر و تخفیف موکلان خویش است.اگر قرار باشد بنده در درون شهرم ازفلان شخص غیرمسئول بترسم،چگونه می توانم در جمع 290 نماینده،رئیس جمهور و وزرای دولت وخاصه در مقابل صدها دوربین روشن و خبرنگاران حرفه ای دچار رعشه اندام و لرزه کلام نشوم؟به همین دلیل است که خیلی از اوقات سخنان اجحاف آمیز دیگران را به شوخی می گیرم.

در یکی از نشست های دیگر در شهر اسلام آباد غرب،آقایی مسئول که نمی تواند خشم خود را از پلاکاردها پنهان کند،برای معدوم کردن آنها طرحی تازه می دهد و می گوید:آقایان من که نمی توانم،حداقل بروید و زیر پلاکاردها فندک روشن کنید و آنها را بسوزانید و...

حال من به این عزیز و دیگران می گویم که جمع کردن پلاکاردها را به شهرداری بسپارید ولی قدری انصاف به خرج داده و در مورد محتوای کارهای انجام شده نیز بحث کنید.واقعا فکر می کنید که این دستاوردها بدون زحمت بدست می آید؟اصلا می دانید که ما ومدیران شهر و استان روزانه چند بار با هم تماس می گیریم و برای پیشبرد طرح ها تقسیم کار می کنیم؟

مثلا آیا می دانید که برای آوردن دستگاه "سی تی اسکن"به شهر اسلام آباد،من مجبور شدم 12 بار به طور رسمی در صحن علنی مجلس به وزرای مختلف بهداشت تذکر دهم؟شماری از عزیزان من و شما تنها به دلیل فقدان دستگاه فوق و حین اعزام به کرمانشاه جان خود را از دست دادند.هفته گذشته هنگام بازدید از بیمارستان اسلام آباد غرب زمانیکه مسئولان بیمارستان رضایت خود را از این موضوع به ویژه از بی نیاز شدن روزانه 20 بیمار از اعزام،اعلام کردند،چندین بار خدا را شکر گفتم.جالب اینکه این دستگاه را از هفت خوان تحریم گذراندیم،شخصا برای گرفتن مجوز سازمان انرژی هسته ای برای دستگاه اقدام کردم و حتی زمانیکه ورود آن به کشور با تاخیر مواجه شد،در دیدار با خانم دکتر وحید دستجردی وزیر موفق بهداشت به او گفتم:خانم دکتر به خدا حاضرم خودم در مسیر بازگشت از تایلند،محل برگزاری اجلاس بین المجالس وقت،برای تحویل "سی تی اسکن"از مسیر کشور چین اقدام نمایم.

گرفتن مجوز بیمارستان شش طبقه جدید اسلام آباد غرب نیز کار طاقت فرسایی بود.سه بار از وزیران بهداشت سئوال کردم و قانع نشدم.بهانه آخر این بود که لازمه بیمارستان جدید قدمت حداقل 30 ساله بیمارستان کذشته است.آنها تاریخ شروع عمر بیمارستان امام(ره) اسلام آباد را بازسازی بعد از جنگ آن قلمداد کرده بودند اما به اتفاق آقای صفوی فرماندار وقت درآوردیم که بیمارستان شاه آباد سابق در زمان رضاخان کلنگ زده شده است و زمانیکه برادرم جناب دکتر امین لو معاون وقت وزیر بهداشت کتاب چند هزار صفحه ای شناسنامه بیمارستان های کشور را ورق زد ادعای ما را اثبات نمود.آیا اگر از طرح سئوالات منصرف می شدم یا اصلا درد سر سئوال کردن را به خود نمی دادم،اکنون می توانستیم به بیماران و همراهان ناراضی از وضع فرسوده بیمارستان امید آینده را با یک بیمارستان مجهز به تجهیزات روز بدهیم؟

منطقه ویژه اسلام آباد غرب مثال دیگری است.از آذر ماه سال گذشته که ابلاغیه رئیس جمهور محترم در خصوص اعلام قانون منطقه ویژه کرمانشاه در اسلام آباد غرب صادر شده است،اغلب کارخانجات بزرگی که به استان آمده اند،میل به اسلام آباد دارند.استاندار محترم کرمانشاه در جلسه اخیر منطقه ویژه که به منظور تعیین هیات مدیره و مدیر عامل تشکیل شده بود،با اشاره به سرمایه گذاران و کارخانه داران بزرگی که در مدیریت و مالکیت سهام آن شرکت کرده بودند،گفت:این جمع،تمام بضاعت استان است که برای رونق منطقه ویژه اسلام آباد غرب گرد هم آمده اند.قرار است این منطقه در فاز نخست اجرایی خود حداقل 12 هزار نفر اشتغال زایی داشته باشد.

به یاد دارم که در دوره اول نمایندگی ام به اتفاق فرمانداران وقت چندین ماه درگیر بازی برخی از مسئولان و کارشناسان استانی بودیم که مدام تلاش می کردند نام شهرهای دیگر را به جای منطقه ویژه اسلام آباد غرب بگنجانند. زمانیکه برای قرار دادن این منطقه در لایحه پیشنهادی دولت فقط چند ساعت وقت داشتیم،و هنگام محرز شدن کارشکنی برخی از مسئولان استان،آنها را به سئوال از وزیر تهدید کردم و مجبورشدند در آخرین لحظه طرح پنهان شده منطقه ویژه را از طریق اولین پرواز فرودگاه به تهران بفرستند.

باز هم یادش به خیر زمانیکه هنگام طرح لایحه در مجلس،شماری از نمایندگان که معتقد بودند دولت باید طرح مناطق آنها را نیز در لایحه اول می گنجاند،برای رای ندادن به ما هم قسم شده بودند،میز به میز نمایندگان را با آمیزه ای از منطق و التماس گشتم و سرانجام لایحه منطقه ویژه اسلام آباد غرب و چند منطقه دیگربا 123 رای موافق و 92 رای مخالف به تصویب رسید.

این قسمت خاطرات طولانی شد.موارد دیگر را در آینده خواهم گفت.پس اگر عشق پلاکارد داشتم،پلاکاردهای زیادی را طلبکار بودم.جالب اینکه در این مدت برخی از آقایان به جای آنکه کمک کار من باشند،همواره میزبان افرادی بودند که در کار بنده و شهرم کارشکنی می کردند.این اواخر در جمع دوستانم این استراتژی را طراحی کردیم که در مورد موفقیت هایمان کمتر مصاحبه کنیم،یا حداقل تا زمان قطعی شدن کارها دم فروبندیم مبادا ستون پنجمی در شهر نیروهای تخریب چی بیرون را برای از بین بردن دستاوردهایمان خبر کند.خدایا تو خود شاهد باش برخی از افراد در این مدت نه تنها در طرحی نو با من شریک نشدند تا دین خود را به این خاک مظلوم ادا کنند،بلکه هر روز توطئه ای تازه را خلق می کردند تا وقت و انرژی دیگر مسئولان و بنده خدمتگزار هدر رود و خدارا شاکرم اکنون که من مشغول تنظیم کارنامه ام هستم می توانم از آنها بپرسم جز منفی کاری و سیاه نمایی چه کرده اید؟

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

مدیر وبلاگ : سجاد حسینی

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :