کلیپ

کانال تلگرام

خاطرات سیاسی

خاطرات سیاسی دکتر فلاحت پیشه

خاطره(15)/قذافی در بزم شوكران غرب

سال گذشته به همراه آقای متكی وزیر خارجه وقت كشورمان به لیبی رفتیم. لیبی در خلال نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد همراه با آمریكا علیه ایران رای داده و مواضع پنج سال اخیر قذافی همراهی آشكار با غرب بود، به گونه‌ای كه برنامه‌ها و دستاوردهای گذشته و حال خود را به آمریكایی‌ها تسلیم كرده بود و برای مردم لیبی جای این سئوال باقی مانده بود كه بعد از تحمل حداقل 20 سال تحریم، تنبیه و حتی بمباران و موشك باران سه دهه گذشته، چگونه یك شبه همه چیز قربانی یك تبانی آشكار گردید؟
پیگیری اخبار و تحولات امروز این كشور شمال آفریقا برای من جالب است، اغلب مقاماتی كه امروز هر لحظه خبر از مرگ یا تسلیم آنها می‌رسد را در مذاكرات دیده بودم. آنها خوشبینانه فكر می‌كردند به بزم تازه كشورهای غربی پیوسته‌اند وغافل از جام شوكرانی كه برایشان تهیه شده بود،‌در حال اعطای امتیازات بیشتر به غرب بودند.
متكی به طرف لیبیایی خرده گرفت كه چگونه این جمله را بر زبان آورده است كه دنیا با نظم و شرایط جدیدی مواجه شده است و به آنها گفت: زمانی كه دیدم در شورای امنیت سازمان ملل متحد ناعادلانه علیه جمهوری اسلامی ایران رای دادید، معنای نظم جدید را فهمیدم.
در واقع آنها به این نتیجه رسیده بودند كه در نظم جدید، بازیگر تازه‌ای برای غربی‌ها در شمال آفریقا هستند. حتی تلویحا مواضع جمهوری اسلامی ایران را زیر سئوال می‌بردند و توجیه می‌كردندكه سوار كردن تمام برنامه‌های هسته‌ای خود بر روی كشتی ارسالی از طرف آمریكا، اقدامی با هدف تامین آینده لیبی بوده است.
از استراتژی توسعه بزرگ صحبت می‌كردند كه در قالب آن 2500 كیلومتر ساحل شمال لیبی را در اختیار تاجران جدید غرب قرار می‌دادند. طرحی برای توسعه وابسته كشور با اعتباری نزدیك به
150 میلیارد دلار. حتی رغبتی نشان نمی‌دادند كه سرمایه‌گذاران ایرانی در معادلات اقتصادی آینده آن كشور سهیم شوند. در واقع آن قذافی كه هنگام سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، منشور ملل متحد را پاره پاره كرد و به صورت هیئت رئیسه كوبید، تنها ظاهر دیكتاتوری پوكیده بود كه برای حفظ خود یكی از ثروتمندترین كشورهای اسلامی را در بازار مكاره غرب به تاراج‌ گذاشته بود.
در ابتدای یكی از مذاكرات زمانی‌ كه آقای متكی بنده را به عنوان نماینده پارلمان ایران به هیئت لیبیایی معرفی كرد، رئیس سازمان اطلاعات لیبی - كه چند هفته پیش به دست انقلابیون كشته شد - ‌حرف‌های متكی را قطع كرد و گفت: شما همان نماینده‌ای‌ نیستید كه مدام در مورد امام موسی صدر علیه لیبی حرف می‌زنید و در قالب آن كمیته علیه ما بیانیه می‌دهید؟
منظور اور از كمیته، كمیته پیگیری سرنوشت امام موسی صدر بود كه در مجلس هفتم تشكیل گردید و در مجلس هشتم نیز این موضوع را در قالب كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی دنبال نمود.
به او پاسخ دادم كه موضوع امام موسی صدر در ایران و جهان اسلام یك واقعیت غیرقابل انكار است. شما نتوانسته‌اید دنیای اسلام را در این باره قانع كنید و اكنون نیز باید در این رابطه پاسخگو باشید.
اما زرق و برق بزم تازه غربی‌ها به گونه‌ای چشم قذافی و یارانش را زده بود كه گویی رغبتی برای مانع زدایی از توسعه روابط خود با دنیای اسلام و خاصه ایران ندارند ولی آنچه در سوی دیگر در حال شكل‌گیری بود،‌اعتراض نهفته مردم به تبانی تازه قذافی و غرب در معادله ماندن و امتیاز دادن بود. هم ماندن دیكتاتور و نخبگان محدود او و هم اعطای امتیازات به غرب سیری‌ناپذیر، مردم را در اعتراض خود مصمم‌تر می‌كرد و آنچه در لیبی شكل‌ گرفت به رسم تحولات انقلابی دنیای اسلام و خاورمیانه دورویه ضد استبدادی و ضد استكباری داشت.
زمانی كه آن سمت میز مذاكره را در قالب تاریخ خوانده شده از لیبی وارسی می‌كردم چند سیاستمدار كهنه كار را می‌دیدم كه به طور متناوب مناصب «وزارت»، «امنیت» و «نخست‌وزیری» را با یكدیگر تعویض می‌كردند. كهنگی در میان سیاستمداران لیبی قابل لاپوشانی نبود. هرچند كه آنها الفاظ نوین غربی را با لهجه بادیه نشین تكرار می‌كردند اما به رغم خراب‌تر كردن پل‌های پشت سر خود هر روز از سراب غرب دورتر می‌شدند.
حركت‌های مردمی شمال آفریقا به سرعت به لیبی رسید اما ناتو به دو دلیل به انقلابیون كمك كرد: اول برای پوشاندن تبانی‌های جدید با قذافی و دوم برای ایجاد الگوی تازه‌ای از دستكاری در تحولات سیاسی منطقه. در موضوع اول اعترافات قذافی به تبانی‌های سیاسی- مالی با غرب تحت الشعاع تبلیغات جنگ جدید قرار گرفت و در موضوع دوم ماموریت تازه‌ای برای ناتو تعریف شد كه در قالب آن نظامیان آموزش یافته در جنگ سرد و جنگ‌های مقدس جرج بوش دوم به قابله سزارین كننده انقلاب تبدیل شده بودند. هدف این است كه مسیر حركت‌های مردمی و حتی نارضایتی‌های سیاسی- اقتصادی به گونه‌ای دستكاری شود كه جغرافیای سیاسی تازه‌ای در خاورمیانه و شمال آفریقا شكل گیرد.
ابتدا خطوط گسل اختلافات داخلی تبدیل به آشوب علیه دولت‌ها شود، سپس گوشه‌ای از خاك و فضای كشور هدف،‌ تحت حمایت نظامی ناتو قرار گیرد و اگر دولت مركزی امتیازات لازم را به غرب نداد، گروه ناراضی جایگزین آن شود. الگویی كه ممكن است در گام دوم علیه سوریه به كار گرفته شود.
آنها امیدوارند با تحت فشار قرار دادن دولت سوریه بخشی از پشت جبهه مقاومت در فلسطین و لبنان را تضعیف نمایند و دموكراسی‌خواهی را كه می‌رفت به موجودیت‌های تحمیلی در خاورمیانه پایان دهد، در راستای حفظ این بازیگران دستكاری نمایند اما تحولات اخیر در مصر و سرزمین‌های اشغالی و احتمالا در لبنان آینده ممكن است به عنوان عامل پدافندی موج تازه‌ مداخله غرب عمل نماید. در این شرایط اوضاع به حدی پیچیده خواهد شد كه مدیریت آن از دست آغازكنندگان بحران خارج خواهد شد.
آن روز در طرابلس به مقامات لیبی گفته شد مسیری كه در پیش گرفته‌اند آنها را به ابزارهای یك بار مصرف آ‌مریكا و غرب تبدیل خواهد كرد. هنوز هم دیگر كشورهای اسلامی می‌توانند از سرنوشت آن كشور عبرت بگیرند. آنها می‌توانند به جای امتیاز دادن به غرب به مردم خود اعتبار دهند و به همكیشان خود در دیگر كشورهای اسلامی اعتماد نمایند. فضای قانونی مردمسالاری كشورها را واكسینه می‌كند و همزیستی مسالمت‌آمیز و حسن همجواری، خلا و كانون‌های توطئه را از بین می‌برد. آنهایی كه به این دو اصل اعتقاد ندارند به تنهایی به قربانگاه قدرت‌هایی می‌روند كه در جنگ تمدن‌ها، هر روز با یك استراتژی و طرح اقدام تازه وارد می‌شوند.
زمانی كه در حال ترك خاك لیبی بودم این جمله را در دفترچه خاطرات خود نوشتم كه این كشور یكی از «غم‌زده»ترین كشورهایی بود كه تاكنون دیده بودم. گویی مردم امیدی به آینده نداشتند، سنگرهایی كه سال‌ها با تحمل تهدید و تحریم ساخته بودند به یكباره فرو ریخته بود و عدم اطمینان به رهبرانی كه روی حرف خود نمانده بودند، مانع اعتماد به افق چشم‌انداز آینده شده بود.
خستگی و بی‌هدفی حتی در پس گفتار سیاستمداران آن كشور مشهود بود و كسی نمی‌توانست فاصله میان مردم و حاكمیت را انكار كند. احساس عدم تزریق خون تازه در رگ‌های حاكمیت جدی بود. زمانی كه با همتای لیبیایی خود در پارلمان مذاكره كردم معنای نسخه لیبیایی پارلمان را فهمیدم. او با بیش از هفتاد سال سن،دو سوم عمر خود را در مجلس گذرانده بود و همچون خیلی از دیگر كشورهای عربی، انتخابات در خدمت انتصابات قرار داشت و تكانه‌ای لازم بود تا لیبی مثلث انقلاب‌های شمال آفریقا را كامل نماید.با این وجود نگرانی در مورد آینده لیبی بیشتر از مصر است. مردم تجربه‌ای در امر سیاست و حكومت ندارند. اكنون كه غرب در اندیشه غارت منابع نفتی آن كشور و تبدیل این شاهراه به گلوگاهی برای تحریم كشورهای مترقی اسلامی و تثبیت توسعه و سلطه اروپا و آمریكا است، لیبیایی‌ها چاره‌ای ندارند كه ابتدا خود را از زیر بار تبلیغات كاذب غرب‌ رها سازند و سپس با تكیه بر ظرفیت‌های داخلی و قرابت‌های منطقه‌ای آینده را بسازند.

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

مدیر وبلاگ : سجاد حسینی

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :