کلیپ

کانال تلگرام

خاطرات سیاسی
"میثاق نامه حزبی یا اخلاق سیاسی "


بخشی از موکلان نمایندگان مجلس دهم پیگیر نوع رفتار سیاسی وکلای خود هستند. کار در مجلس از "سیاست" شروع شده و به "مدیریت" ختم می شود.البته بهتر بود که عکس این اتفاق می افتاد، چون محور سیاست "قدرت" است و هدف مدیریت "خدمت". بنابراین عملاً در نظام انتخاباتی ایران همواره رفتارهای سیاسی مقدم بر برنامه های عملی است.میثاق نامه های سیاسی که برخی از نمایندگان امضاء می کنند نیز ممکن است توان خدمت آنها را تحت شعاع قرار دهد.البته فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور نیز سیاست را بر دیگر حوزه های مسئولیت مجلس تقدم بخشیده است، و اوج این رفتار سیاسی در گیرودار انتخاب رئیس و هیئت رئیسه مجلس و کمیسیون ها شکل می‌گیرد.
اینجانب نیز به عنوان خدمتگزار مردمان اسلام آباد غرب و دالاهو والبته از سوی رسانه ها و محافل استانی و ملی معمولاً با این سوال مواجه می شوم که به چه کسی رای می دهم؟ در کدام فراکسیون قرار می گیرم و...
پاسخ شفاف من این است :
خدا را شکر که "کرم"خودش و"کرامت" مردمانش، اینجانب را از امضای میثاق نامه های حزبی بی نیاز کرد. لذا عامل اصلی استقلال امثال ما نمایندگان، نه صرف اراده خودمان بلکه پشتیبانی خالصانه مردم است. پس اینک بر اساس تحلیل شخص خودم از اخلاق سیاسی عمل خواهم کرد والبته بر بنیاد دینی که فقط به مردم دارم. پس :1- در شرایط " بی مرامی" احزاب وجریان های سیاسی در کشور باید، بنیاد دیگری برای رفتار سیاسی ایجاد نمود. چپ و راست در کشور سابقه قابل افتخاری ندارند. هر آنچه از آنها می بینیم بیشتر اتهام سازی ها و گردن اندازی ها نسبت به یکدیگر است. این بنیاد اخلاق سیاسی دو جنبه دارد، جنبه اول آن رعایت اصول و ارزش های انقلاب، جمهوری اسلامی و ایران سرافراز است. ارزش هایی که هر یک سرجای خود ارزشمند اند، بنده نیز از دید منافع ملی، حفظ آنها را برای قوام کشور ضروری می دانم. جنبه دوم به سابقه اخلاق سیاسی همکارانم در مجلس جدید مربوط است
اخلاق سیاسی مهم است. برخی سیاست مداران و جریان ها خیلی زود در اثر هم نشینی با قدرت بی رحم وبی وفا می شوند. مناصب را غنیمت گونه تاراج، شایستگان را پایمال کرده و حتی به حرز و آبروی رقبا نیز رحم نمی کنند، نان آنها را آجر می کنند و به فرزندان بی خبر از بازی سیاستشان نیز رحم نمی کنند. هیچگاه آنها را برای رسیدن به قدرت کمک نخواهم کرد. آنها ظرفیت قدرت ندارند. در مقابل به کسانی عشق می ورزم که در اوج قدرت به مدارا می اندیشند، روح انتقام  را در خود می کشند هرچند عاجزانه تلاش می‌کنند که این چرخه باطل انتقام مدیریتی را از حرکت بازدارند.2- معتقدم همه چیز به سیاست ختم نمی شود. سیاست علم قدرت است، یعنی کسانی که اینگونه می‌اندیشند، پس از اشغال منصب سیاسی میل قدرتشان سیر می شود وانگیزه ای برای خدمت نمی ماند. فلسفه مدیران چند شغله، عدم بازنشستگی سیاسی و مدیریتی و کندی پیشبرد امور مردم به این اندیشه باز می گردد. برخی از مدیران بازنشسته به تنهایی در سال حقوق و مزایای بیش از دویست نفر کارمند و کارگر بیچاره را دریافت می کنند، یعنی به عبارتی برخی از مدیران بازنشسته مملکت علاوه بر دریافت ماهیانه حداقل ده میلیون تومان حقوق بازنشستگی، جا و بودجه لازم برای اشتغال حداقل دویست جوان بیکار را اشغال کرده اند. جوانانی که از آنها مستحق تر، باسوادتر، شایسته تر و البته با انگیزه ترند. ضمن آنکه تن لش و فربه شده آنها مانع اصلی تحرک و توسعه در این کشور است. در یک مورد خاص مجموعه‌ای" الیگارشیک" ( محفل سیاسی هم سود) مانع خصوصی سازی شرکت های دولتی می شوند. چون حقوق و مزایای چند صد میلیونی آنها قطع می شود. شرکت های که 60% بودجه مملکت را می‌بلعند و به کانون های دائمی فساد مالی و اداری در ایران و البته محل خدمات موروثی به خانواده آقایان تبدیل شده اند
ولی اگر سیاست برای عده‌ای مقدمه ای برای خدمت باشد، باید از آن استقبال کرد. این افراد قبل از اینکه برای قدرت گیری وتقسیم غنائم پستی محفل بگذارند برای مدیریت آینده برنامه می دهند. به همین دلیل می گویم به برنامه رای می دهم. آنهایی که برای خدمت برنامه دارند حتی اگر صاحب منصب سیاسی نشوند به جای قهر وتخریب، برنامه خود را به طرف پیروز می دهند و با او همکاری می کنند. متاسفانه هیچ یک از میثاق نامه های حزبی بر این بنیاد استوار نیست. پس به گمشده اخلاق سیاسی باز گردیم.
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

مدیر وبلاگ : سجاد حسینی

آخرین مطالب
.
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :