کلیپ

کانال تلگرام

خاطرات سیاسی
«سیمرغ» و نیاز آینده ایران

سرمقاله روزنامه ایران به قلم دکترفلاحت‌پیشه


جمهوری اسلامی ایران هم اکنون با افتخار تمام در جمع 10 کشور بزرگ دنیا در حوزه صنعت موشکی و موشک‌های ماهواره‌بر قرار دارد. بسیار طبیعی است که دشمنان و رقبای منطقه‌ای و بین‌المللی ما نسبت به این جایگاه حس خوبی نداشته و به دنبال تغییر وضعیت ایران در این حوزه از فناوری باشند.


بویژه باید توجه کنیم صنعت موشکی و فضایی جمهوری اسلامی ایران برخلاف بسیاری از کشورهای دنیا، صنعتی است که درصد قابل ملاحظه‌ای از آن بومی است و در پی دستاوردهای دانشمندان ایرانی حاصل شده است. در واقع نقطه قدرت ما در این صنایع نه صرفاً داشتن تجهیزاتی مدرن بلکه توانی است که بر اساس آن این تجهیزات را در داخل تولید کردیم و در حال ارتقای کمی و کیفی تولیدات خود هستیم.
خوداتکایی و استقلال صنعتی ما در بخش‌های موشکی و هوافضای کشور پارامتر مهمی است که از یک سو حساسیت بیشتر کشورهای متخاصم در مقابل ما را برمی‌انگیزد و از سوی دیگر همزمان توان تحرک آنها در برابر این رشد و توسعه صنعتی را سلب می‌کند.
در واقع برگ برنده ما آنجاست که در صنایع موشکی و هوافضا، ابعاد فنی توانمندی‌های ما برای کشورهای دیگر پنهان است و آنها نمی‌توانند براحتی جزئیات مهندسی و سبک کار صنایع ایرانی را دریابند. در دنیای امروز نیز توسعه تکنولوژیک بدون سیطره بر فضا و داشتن توان و دانش در این حوزه میسر نخواهد بود. در میانه عصر اطلاعات، ماهواره‌ها نقش بسیار مهمی در انتقال داده‌ها برعهده دارند و همزمان حوزه کسب و کارهای ارتباطی چه به لحاظ اقتصادی و چه از منظر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برای کشورهای مختلف عرصه مهمی از قدرت محسوب می‌شود.
عدم حضور و قدرت نمایی در بخش‌های هوافضا در دنیای امروز هم قدرت اقتصادی کشورها و هم دیگر ابعاد توان آنها را به شدت تحت تأثیر منفی خود قرار خواهد داد. در واقع در دنیای کنونی هیچ کشوری نمی‌تواند بدون قدرت نمایی در حوزه داده‌ها و اطلاعات به استقلال و توانمندی سیاسی و اقتصادی بیندیشد و چنین وضعیتی هم بدون حضور در فضا و توسعه دانش فضایی امکانپذیر نخواهد بود.
حتی پیش‌بینی‌های علمی می‌گویند که در آینده نه تنها بحث انتقال داده و اطلاعات بلکه حتی بحث انتقال و دریافت انرژی هم از طریق صنایع فضایی و انواع مختلفی از ماهواره‌ها امکانپذیر می‌شود. آن روز چه دیر و یا چه زود خواهد رسید و اگر جمهوری اسلامی ایران از هم اکنون به فکر آن موقعیت خاص نباشد، ابعاد مختلف قدرت و استقلال خود را برای آینده به خطر خواهد انداخت.
از این منظر ما همچنان نیازمند تکرار پروژه‌های مشابه «سیمرغ» هستیم. در این میان مخالفت کشورهایی مانند امریکا که انحصار نسبی خود در این صنعت را هم با ورود کشورهایی نظیر ایران در خطر می‌بینند، قابل درک است.
به عبارتی اگر امریکا در این مقاطع سکوت می‌کرد ما با موقعیتی عجیب مواجه بودیم. شکی نیست که قدرت‌های بزرگ و در صدر آنها امریکا نمی‌خواهند در دنیای فردا برای تکنولوژی‌های برتر رقیب جدی داشته باشند و از هم اکنون به فکر زمینگیر کردن ما در مسیر توسعه صنایع هوافضا هستند.

*استاد دانشگاه علامه طباطبایی و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس
joinus.png



طبقه بندی: یادداشت، سرمقاله، گفت وگو،
برچسب ها: استاد دانشگاه علامه طباطبایی و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس،
[ جمعه 6 مرداد 1396 ] [ 08:37 ق.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
ترامپ؛ ناکام مقابل برجام- حشمت‌الله فلاحت‌پیشه* آنها برای دستیابی به این هدف ابتدا به دنبال آن بودند اثبات کنند که ایران پایبند به توافق برجام نبوده است. اما واقعیت این بود که جمهوری اسلامی ایران به برجام پایبند بود؛ آن هم نه برای خشنودی امریکا، بلکه به دلیل راهبرد مشارکت‌جویانه‌ای که با دنیا آغاز کرد و پیش برد. به همین دلیل ایران بخوبی توانست قلمرو نقش‌آفرینی منفی و عهدشکنی امریکا را از دیگر کشورها جدا کند.

دولتمردان امریکا نیز می‌دانند که اگر پایبندی ایران به برجام را مورد تأیید قرار ندهند، باید در برابر سازمان بین‌المللی چون آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای قرار بگیرند که از آغاز اجرای برجام تاکنون در 7 بیانیه بر این موضع تأکید کرده که ایران به اجرای مفاد برجام پایبند بوده است. دبیرکل سازمان ملل متحد هم بر اساس گزارش‌هایی که در اختیار داشته، بارها اعلام کرده که ایران پایبند برجام است.

بر همین اساس به نظر می‌رسد که وزارت خزانه‌داری امریکا هم ناچار به تمدید تعلیق مجدد تحریم‌های هسته‌ای ایران خواهد بود. ترامپ هم همان طور که در اوج مواضع ضد ایرانی خود حکم تعلیق تحریم‌های هسته‌ای ایران را امضا کرد، مجبور به ادامه این روند خواهد بود.

اگر تأیید پایبندی ایران به برجام برای جلوگیری از مواجهه امریکا با سازمان‌های بین‌المللی بود؛ باید گفت که تصمیم به تمدید تعلیق تحریم‌های هسته‌ای ایران برای پرهیز امریکا از رودررویی با جامعه جهانی است.

زیرا برای کشورهای جهان دیگر تحمیل دوباره تحریم ایران امری بازگشت‌ناپذیر است. با وجود پیش‌بینی و بعدها اثبات عهدشکنی امریکا، ایران به گونه‌ای پایبند به برجام ماند که امریکا را ناچار به اعتراف چندین باره به این پایبندی کرد.

اگر امریکا از سال 1995 تا 2006 میلادی بشدت تلاش کرد که تحریم‌هایش علیه ایران را فرامرزی کند و در مقطعی به این هدف دست پیدا کرد، حالا این سیاست جمهوری اسلامی ایران است که واشنگتن را در شرایطی قرار داده تا تلاش کند در قبال سیاست‌های همکاری‌جویانه دنیا با ایران دچار انزوا نشود.

همچنین در حالی که وزیر نفت و وزیر امور خارجه ایران بارها اعلام کرده‌اند که منعی برای رابطه تجاری میان ایران و شرکت‌های امریکایی وجود ندارد؛ در آینده دولت امریکا با خواسته‌های فزاینده‌ای از سوی شرکت‌های امریکایی مواجه خواهد بود که خواستار سرمایه‌گذاری در ایران هستند؛ بویژه سرمایه‌گذاری در صنعت نفتی که جذابیت 200 میلیارد دلاری دارد. این خواستی است که بزودی و بویژه با صف‌شکنی قرارداد نفتی اخیر توتال با ایران مطرح خواهد شد. زیرا این قرارداد توانست به معنای واقعی هراس ناشی از سیاست‌های تحریمی امریکا را برای شرکت‌های خارجی فروبریزاند.

همچنین نگرانی که برخی رسانه‌ها درباره نتیجه بازبینی برجام از سوی دولت ترامپ مطرح می‌کنند چندان محلی از اعراب ندارد. زیرا به نظر می‌رسد برجام دوره مواجهه با افراطی‌گری امریکایی را پشت سرگذاشته است. امریکایی‌ها ابتدا به کلیت برجام حمله می‌کردند و بعد موضوع بررسی دوباره از سوی نهادهای مربوطه‌شان را مطرح کردند.
آنها زمانی که به جدیت حمله می‌کردند از آسیب‌رساندن به برجام ناتوان بودند.

این است که می‌توان پیش‌بینی کرد که نتیجه بررسی برجام در دولت امریکا هرچه باشد، از آسیب زدن به این توافق و همراهی بین المللی ناتوان است. سیاست‌های غیرمنطقی امریکا پیشاپیش در برابر سیاست خارجی منطقی ایران، که از سوی جامعه بین‌المللی نیز مورد استقبال قرار گرفته؛ شکست خورده است.
*عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس
منبع: روزنامه ایران
joinus.png



طبقه بندی: یادداشت، سرمقاله،
[ پنجشنبه 29 تیر 1396 ] [ 08:51 ق.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
 رقابت قطر و عربستان!
بحران به وجود آمده در روابط قطر و عربستان سعودی و نیز چند کشور دیگر عربی از جمله امارات، مصر و کویت که در پی انتشار سخنان منسوب به امیر قطر به وجود آمده را باید از چند جنبه بررسی کرد. قطر و عربستان
یک سری اختلافات قدیمی در خصوص مدیریت شورای همکاری خلیج فارس دارند که این اختلافات بعضا مرتبط با ایران می‌شود. عربستان و قطر به رغم اینکه با هم اختلاف دارند بر سر یک موضوع با یکدیگر رقابت می‌کنند و آن، نمایندگی سیاست‌های آمریکا در منطقه است و به عبارتی هر کدام می‌خواهند نقش بیشتری در این خصوص داشته باشند. یکی از حوزه‌های رقابت عربستان و قطر در بخش رسانه است.
قطر در زمان راه‌اندازی شبکه الجزایر از نیروهای بی بی سی عربی استفاده کرد و به عبارتی قطری‌ها سعی کردند که در حوزه رسانه، گوی سبقت را از عربستان بربایند. بخش دیگری از رقابت این دو کشور به عرصه علمی مربوط می‌شود. قطری‌ها با ساخت مجتمع بزرگ دانشگاهی با همه دانشگاه‌های معتبر دنیا قراردادهایی را بستند مبنی بر اینکه جوانان عرب در قطر درس بخوانند و مدرک خود را از دانشگاه‌های معتبر دنیا بگیرند. در شرایطی که عربستان خود را متولی علوم دینی سلفی می‌دانست قطری‌ها سعی کردند با سرمایه‌گذاری گسترده در حوزه علمی خودشان را به عنوان نمایندگی علوم مدرن دنیا مطرح کرده و بخشی از جوانان عرب را به سمت خودشان جذب کنند و همین جوانان وقتی فارغ التحصیل می‌شوند از سیاست‌های قطر حمایت کنند. حوزه سوم رقابت دو کشور مربوط به انرژی و سرمایه‌گذاری است. عربستان و قطر اکنون رقابت شدیدی در این عرصه دارند. در حال حاضر قطری‌ها سود سرمایه‌گذاری‌هایی که در خارج انجام می‌دهند از فروش نفت و گاز آنها بالاتر است. در گذشته هر وقت بحث ایران مطرح می‌شده است قطر و عربستان اختلافات خود را کنار می گذاشتند و علیه ایران موضع مشترک داشته‌اند. از سوی دیگر هدف عربستان از دعوت ترامپ این بود که پیام دولت جدید آمریکا برای خاورمیانه از خاک عربستان به دنیای عرب صادر شود. در واقع با سفر 45 روزه عادل الجبیر به آمریکا، عربستان توانست با قراردادهای کلان میلیاردی که با آمریکا بست کشورهای دیگر عربی را به عنوان تماشاگر این قراردادهای کلان قرار دهد. این موضوع به مذاق قطری‌ها خوش نیامد و لذا در سخنان منسوب به امیر قطر می‌بینیم که اظهارات وی مبنی بر اینکه ایران تهدید نیست، با خشم سعودی‌ها مواجه شد. ضمن اینکه امیر قطر در خصوص مقاومت نیز موضع ملایمی گرفت و در تضاد با مواضع عربستان بود. آن
چیزی که در این چند روز شاهد آن بودیم حمله رسانه‌های مورد حمایت عربستان به قطر بود که به دلایل مواضع امیر قطر صورت گرفت.



طبقه بندی: سرمقاله،
برچسب ها: دکتر فلاحت پیشه، روزنامه آفتاب یزد، عربستان، قطر،
دنبالک ها: روزنامه آفتاب یزد،
[ یکشنبه 7 خرداد 1396 ] [ 11:52 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]

راهپیمایی اربعین؛ نمایش عمق استراتژیک ایران

راهپیمایی اربعین، سنت 1400 ساله‌ای است که صرفا در دوران حکومت‌های استبدادی و مشخصا در دوران صدام با مانع مواجه شد، اما در شرایط کنونی بعد از سال‌ها مظلومیت مردم عراق و محرومیت مردم ایران و شیعیان از زیارت عتبات، دوباره شاهد برگزاری این راهپیمایی باشکوه هستیم و این موضوع از یک سنت بومی منطقه‌ای، به سنت جهانی تبدیل شده و شیعیان از سراسر جهان در آن شرکت می‌کنند که نتایجی را به دنبال دارد.

نتیجه اول این است که این راهپیمایی نشان‌دهنده کوتاه نیامدن مسلمانان دنیا در مقابل ظلم‌هایی است که صورت می‌گیرد و نشان می‌دهد به چنین جمعی نمی‌توان ظلم کرد. راهپیمایی اربعین یادآور مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش است و در آن زمان، وقتی مردم از ظلمی که به امام حسین(ع) و یارانش شده بود، مطلع شدند از سراسر منطقه عراق راهپیمایی کردند و در کربلا حضور یافتند. امروز هم در منطقه‌ای که بیشترین ظلم‌ها در حدود 12 سال اخیر صورت گرفته است، مسلمانان بزرگ‌ترین نمود وحدت خود را نشان می‌دهند.

وحدت را می‌توان از دیگر نتایج برگزاری راهپیمایی عظیم اربعین عنوان کرد؛ جمهوری اسلامی ایران کشوری است که بخش اعظم توان و موقعیتش ناشی از عمق استراتژیک آن است و بزرگ‌ترین نمود آن راهپیمایی بزرگی است که شیعیان و حتی بسیاری از اهل سنت از عراق و ایران در آن حضور دارند.

عملا ایران و عراق کشورهایی هستند که در یک حوزه راهبردی عمل می‌کنند و یکی از شاخصه‌های وحدت میان آنها راهپیمایی است که کاملا مردمی است و بخش اعظم همراهی‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی که شکل می‌گیرد، کاملا مردمی است. مردم ایران و عراق میزبانی بزرگ‌ترین راهپیمایی با حضور حدود 30 میلیون نفر را به عهده دارند.

از سوی دیگر اربعین نماد امروزین عاشورای حسینی در صلابت دین اسلام است، همان‌طور که امام خمینی(ره) می‌فرمود «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.» امروز هم اربعین به یکی از این نمادها تبدیل شده و همگان از هر قشری و با هر سن و سالی با حضور خود این نمایش عظیم را شکل می‌دهند.

اما در این میان الزامات مدیریتی نیز باید در برگزاری چنین راهپیمایی در نظر گرفته شود، زیرا این حوزه کاملا مردم‌بنیاد، الزاماتی را می‌‌طلبد که بخشی از آن به عهده مسئولان کشورمان است و ‌آن الزامات، تسهیل شرایط برای آینده است. در ذیل این شور و شوق حسینی نباید سختی‌هایی از جمله بسته ماندن مبادی رسمی عبور و مرور زائران نادیده گرفته شود و انتظار این است که مرزهای رسمی کشور مثل خسروی و... در آینده بازگشایی شود، مرزهایی که امکانات مختلفی را برای زائران دارد تا در آینده شاهد حضور گسترده‌تر و راحت‌تر مردم باشیم.

دکتر حشمت‌الله فلاحت‌پیشه - عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس




طبقه بندی: گفت وگو، یادداشت، سرمقاله،
[ شنبه 29 آبان 1395 ] [ 12:19 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
انتخابات آمریکا در شرایط خاصی برگزار شد و نتیجه ویژه‌ای داشت. برخلاف همیشه که روند انتخابات در ساختار سیاسی و رسانه‌ای آمریکا قابل پیش‌بینی بود، این‌بار پیش‌بینی‌ها تحقق پیدا نکرد.

در شرایطی که در طول دو دهه اخیر بشدت مردم آمریکا علیه ساختار سیاسی این کشور بودند و آن را غیرقابل اعتماد می‌دانستند ترامپ علیه ساختارها عمل کرد و از سویی دیگر ارتباط خود را با کانون‌های ثروت حفظ کرد.

درباره تاثیر این انتخاب روی ایران و موضوع برجام باید گفت ترامپ نمی‌تواند با وجود شعارهایی که داده، برجام را پاره کند. گرچه به ظاهر می‌توان هر قطعنامه‌ای را پاره کرد، اما مهم اثر و ثمر آن است. برجام از سوی بازیگران اصلی و کانون‌های اثرگذار در دنیا به امضا رسیده است. برجام یک رژیم بین‌المللی است و به همین خاطر من فکر می‌کنم پاره کردن این توافق یا اقدام برعلیه منافع کشورمان، در اولویت رئیس‌جمهور منتخب آمریکا نیست.

از یاد نباید برد که برجام یک عامل امنیت‌ساز در خاورمیانه است. تاکنون هر سامانی که طی این سال‌ها شکل گرفته منجر به افزایش ناامنی شده، اما برجام حوزه‌ای امن را در منطقه و جهان ایجاد کرده و راهکارهای ایران و تفاهمی که با دیگر قدرت‌ها برقرار شد، باعث این ثبات بوده است البته مکانیسم دوزمانه ماشه را که در قالب قطعنامه برجام به تصویب رسید می‌توان به‌عنوان پاشنه آشیل مطرح کرد، اما زمانی این مکانیسم کارایی خواهد داشت که اثبات شود ایران به تکلیف خود در قالب تحقیقات آژانس عمل نکرده است.

دیگر این‌که ترامپ در شرایطی رئیس‌جمهور آمریکا شد که این کشور با رکود در عرصه اقتصادی مواجه است و او به عنوان تاجر موفق توانست از حمایت سرمایه‌داران برخوردار شود.

با توجه به روابط خوب ترامپ با تجار مختلف آمریکایی و سایر کشورها به نظر می‌رسد که نگاه او به سیاست نیز تجاری خواهد بود.

50 میلیون آمریکایی که امیدوار به تحقق سیاست‌های رفاهی اوباما بودند تا از زیر خط فقر خارج شوند اکنون با روی کار آمدن ترامپ احساس سرخوردگی می‌کنند. بنابراین ترامپ باید این مسائل را به‌جای درگیر شدن در مسائل سیاست خارجی در اولویت قرار دهد.

نکته دیگر چالش دنیا با سیاست یکجانبه‌گرایی است که قبلا از سوی بوش پسر مطرح شد، اما این سیاست جدی گرفته نشد.

این رویکرد که با هدف تحمیل هژمونی یا تحمیل ارزش‌ها و فرهنگ آمریکایی ارائه شد، کشورهای اروپایی را با مشکلاتی چون تروریسم، پناهندگی و مهاجرت مواجه کرده است. این راهبرد نه تنها برای اروپاییان سودی نداشت بلکه آنها را متحمل ضررهای فراوانی کرد.

یکی از نگرانی‌ها در کشورهای اروپایی و غیراروپایی ـ مثل چین ـ این است که ترامپ بخواهد این بازی را به‌هم بزند و درصدد تحمیل اقتدار و منافع و ارزش‌های آمریکایی باشد. همین نگرانی باعث می‌شود که مواضع ترامپ درخصوص برجام با حساسیت ویژه جهانی رصد شود.

در عرصه منطقه‌ای هم روشن است که برای ترامپ، ایران نمی‌تواند به عنوان تنها دشمن معرفی شود، بلکه پول‌های کشورهای عرب و دلارهای نفتی بود که علیه او در عرصه انتخابات سامان گرفت. موضع‌گیری برخی از دموکرات‌ها و جمهوریخواهان علیه ترامپ بیشتر ناشی از این بود که خواهان حفظ قراردادهای نفتی خود بودند.

طبعا ترامپ از توزیع پول عربی و رانت نفتی ناراضی و عصبانی است. بنابراین فکر می‌کنم رئیس‌جمهور منتخب آمریکا به‌جای دشمنی با ایران، باید نگاه خود را معطوف به خطر لابی‌های ثروتمند مخالف خود در دولت‌های عربی کند.

دکتر حشمت‌الله فلاحت‌پیشه - عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس





طبقه بندی: گفت وگو، یادداشت، سرمقاله،
[ شنبه 22 آبان 1395 ] [ 11:35 ق.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
برگزاری نشست سه‌جانبه مسکو، اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدتی را در برمی‌گیرد که از اهداف کوتاه‌مدت می‌توان به رفع مشکلات مردم سوریه در حوزه میدانی و جدا ساختن مردم و برخی گروه‌های معارض از تروریست‌ها اشاره کرد.

در این ارتباط، ایران یک‌سری ملاحظات راهبردی در قبال سوریه دارد که آن ملاحظات باعث می‌شود با برخی کشورها از جمله آمریکا و برخی کشورهای منطقه، همنشینی راهبردی و تاکتیکی نداشته باشد، اما امکان همنشینی با سوریه و روسیه وجود دارد؛ بویژه این‌که نشست دیروز بعد از شرایطی شکل گرفت که آمریکا در ارتباط با روسیه عهدشکنی کرد و عملا آمریکا به گونه‌ای خلاف تعهد عمل کرده و شرایط در حوزه میدانی با این عهدشکنی آمریکا به ضرر دولت سوریه شد.

اما اهداف بلندمدت به شرایط سوریه بعد از داعش برمی‌گردد. سراشیبی داعش در عراق و سوریه آغاز شده و امکان این‌که داعش به سمت انجام فعالیت‌های تروریستی نمایشی روی آورد، وجود دارد. همچنین برخی بازیگران و مشخصا مرتجعین عرب و رژیم صهیونیستی که تحولات میدانی به سود آنها شکل نمی‌گیرد، می‌خواهند صحنه را به گونه‌ای دیگر شکل دهند و بنابراین هماهنگی‌های میان سه کشور ایران، روسیه و سوریه درباره وضعیت سوریه بعد از داعش‌، ضروری است و مذاکرات فعلی را می‌توان در قالب تاکتیک‌های خاص سه کشور ارزیابی کرد.

در شرایط فعلی، ابتکار عمل در اختیار این سه کشور است و بیشترین امکان کمک را می‌توانند داشته باشند. سایر کشورهایی هم که جدای از تاکتیک‌های منفی و مبتنی بر بحران ـ که آمریکا و برخی از بازیگران مانند عربستان در دستور کار دارند ـ می‌خواهند به مردم سوریه کمک کنند باید سیاست‌های خود را در قالب مثلث ایران، روسیه و سوریه شکل دهند. در طول دو سال اخیر شاهد بودیم که آمریکا ائتلافی را تشکیل داد و در طرف مقابل هم ایران، روسیه و سوریه قرار داشتند. اما فقط مثلث تهران، مسکو و دمشق به صورت عملی با تروریسم مقابله کرده‌اند و در سمت مقابل هرچه بوده شعار مبارزه با تروریسم بوده و ائتلاف غربی حتی در سیاست‌هایی دوگانه به تروریسم کمک کرده و نشان داده که به فکر رفع مشکلات مردم سوریه نیست.

دکتر حشمت‌الله فلاحت‌پیشه - عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس





طبقه بندی: یادداشت، سرمقاله، گفت وگو،
[ یکشنبه 9 آبان 1395 ] [ 10:49 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
محرم امسال جنایت علیه شیعیان ادامه و بلکه گسترش یافت. مظلوم ترین شهدای جنایات اخیر، شیعیان نیجریه بودند و پیش بینی می شود در آینده، آن بخش از مناطق و کشورهای دنیا که دارای مردمانی فقیر و سیاستمدارانی فاسد هستند، بیشتر آماج تروریسم تکفیری وهابی قرار گیرند.

    اما چرا تکفیر و تروریسم سلفی با همه زشتی ها و غیرانسانی بودنش روز به روز فراگیرتر می شود؟ پاسخ صریح سوال فوق این است که جنایات سال های اخیر علیه شیعیان جهان در خاورمیانه و آفریقا بخشی از یک راهبرد کلان است و لذا در آینده جنایات بیشتری در راه خواهد بود. با وجود این یک راهبرد، زمانی گستره جهانی بیشتری پیدا می کند و با وجود جنایت بار بودنش، غیرقابل کنترل می شود که جمعی از عناصر قدرت روز دنیا در شکل گیری و اجرای آن نقش داشته باشند. متاسفانه این سال های شوم، اکنون علیه شیعیان و البته بسیاری از مسلمانان غیرشیعه و غیرسلفی دنیا شکل گرفته است و سه لایه اصلی دارد:
    لایه اول در سال 1978 میلادی شکل گرفت. لایه صهیونیستی این فتنه بعد از امضای معاهده سازش کمپ دیوید به وجود آمد و شماری از سیاستمداران جهان اسلام را به استخدام خود درآورد. قرار بود پس از چهار دهه جنگ مسلمانان علیه رژیم صهیونیستی، جنگ به درون مرزهای اسلامی کشانده شود. مسلمانان به جان هم بیفتند و انرژی جوانان مسلمان که در سلسله جنگ های 1948م، 1956م، 1967م و 1973 میلادی علیه موجودیت اسرائیل به کار گرفته شده بود، علیه برادران دینی خود به برادر کشی بینجامد. همین گونه هم شد. از زمان امضای کمپ دیوید، دیگر هیچ جنگی میان اعراب و اسرائیل شکل نگرفت و رژیم صهیونیستی از سال 1982 میلادی با حمله به جنوب لبنان از حالت تدافعی خارج شد و هنوز هم از زمین و هوا به تجاوزات خود به سرزمین های اسلامی ادامه می دهد و مسلمانان نیز همزمان به برادر کشی ادامه می دهند. اسرائیل پیروز راهبردی این دسته از بحران های فرقه گرایانه است.
    لایه دوم ، بخشی از جنگ تمدن ها بود که در سال 1994 میلادی تئوریزه شد. ساموئل هانتینگتون که دنیای پس از پیروزی غرب در جنگ سرد را تحلیل می کرد ، نوشت جنگ با مسلمانان، جنگ تمدن های جایگزین جنگ سرد است. او گفت: یکی از راه های غلبه غرب بر دنیای اسلام، فعال کردن خطول گسل درون سرزمین های اسلامی است. جنگ شیعه سنی این گونه به راهبردی غربی تبدیل شد. تعداد جنگ های بین مسلمانان از آن زمان تاکنون بیش از تمام جنگ هایی است که دیگر بازیگران دنیای امروز با هم داشته اند.
    لایه سوم، ارتجاع عرب است. آنها برای حفظ تاج و تخت و البته منابع ثروت خود، دنیای اسلام را هدف تروریسم قرار داده اند. وهابیت و سلفی گری در خدمت آن ثروت و قدرت نامشروع قرار گرفته اند و تامین مالی تروریست ها برای عیاشان عرب کار سختی نیست. هر جا فقر بیشتر و سیاستمداران فاسد ترند، شیعیان بیشتری شهید می شوند.
    و لذا مقابله با این فتنه نیازمند راهبردی جهانی است. دولت جمهوری اسلامی ایران، ملجای مظلوم ترین قربانیان امروز تروریسم جهانی است. دولت باید در قالب دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسمی و در مراجع بین المللی به وظیفه خود در این رابطه عمل کند.
    
دکتر حشمت الله فلاحت پیشه – استاد دانشگاه و نماینده مردم اسلام آبادغرب و دالاهو در مجلس شورای اسلامی
    



طبقه بندی: یادداشت، سرمقاله، گفت وگو،
[ شنبه 24 مهر 1395 ] [ 08:51 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]

باید بیشتر افشاگری کنیم

رئیس‌جمهور کشورمان که برای شرکت در هفتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفته بود در جمع خبرنگاران، یکی از دستاوردهای این سفر را انتقاد همه اعضای 1+5 (بجز آمریکا) از عملکرد واشنگتن در قبال برجام و قول آمریکا مبنی بر اصلاح رفتار خود دانست.

در این باره باید به چند نکته اشاره کرد. در برجام، ایران در یک طرف ماجرا قرار دارد و در طرف مقابل، کشورهای 1+ 5 ازجمله آمریکا هستند. در این میان شاهدیم که تنها ایران به صورت کامل به تعهداتش عمل کرده و حسن‌نیت خود را به جامعه جهانی نشان داده است و طرف مقابل فقط به بازی‌های سیاسی خود ادامه می‌دهد. در چنین فضایی، جامعه جهانی منتظر بود که درباره روند اجرایی برجام بیشتر بداند و خوب بود که آقای روحانی، گزارشی از حسن‌نیت ایران در اجرای برجام در مهم‌ترین ارگان دیپلماتیک دنیا ارائه می‌داد و در پی آن کارشکنی‌های دولت آمریکا و برخی دیگر از کشورهای غربی و سازمان سرمایه‌داری دنیای امروز را در قبال برجام مطرح می‌کرد. سخنرانی رئیس‌جمهور کشورمان در شرایطی انجام شد که پیش از ایشان، آقای اوباما در سخنرانی خود از برجام به عنوان افتخار دولت آمریکا نام برد. در چنین فضایی، آقای روحانی باید تشریح می‌کرد که آمریکایی‌ها با این افتخار چه کردند و چگونه روحیه استکباری آنان باعث شد که عملا نوعی بدبینی نسبت به اجرای یک روند دیپلماتیک مثل برجام شکل بگیرد؛ روندی که طی آن آمریکایی‌ها به صورت مرموزانه و با بازی سیاسی، زنجیره‌ای از درون کنگره آمریکا تا بازارها و مراکز فعالیت نظام‌های سرمایه‌داری و نظام‌های مالی و بانکی دنیا ایجاد کردند که براساس آن نه‌تنها تحریم‌های ایران شکسته نشد بلکه تحریم‌ها به صورت جدی‌تر و عملیاتی‌تر مطرح شده و تلاش ‌می‌شود که این تحریم‌ها شمول بیشتری پیدا کند. طرح این واقعیت از سوی آقای روحانی در سازمان ملل در شرایطی که اوباما از آن به عنوان موفقیت دیپلماتیک یاد می‌کرد، باعث می‌شد که دنیا در جریان تلاش‌ها و بازی‌های سیاسی آمریکا در قبال برجام قرار گیرد.

مهم‌ترین اصل در مناسبات بین‌المللی اعتماد است که این اصل مهم در جریان مذاکرات و اجرای برجام میان ایران و کشورهای 1+5 به واسطه رفتار ایالات متحده و برخی از کشورهای غربی خدشه‌دار شده است. در سخنرانی آقای روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، این افشاگری عملیاتی کمرنگ بود و رئیس‌جمهور در بازگشت صرفا به گزارش کارشناسان وزارت خارجه مبنی بر انتقاد کشورهای 1+5 از رویکرد آمریکا در موضوع برجام بسنده کرد. سوال این است آیا به تغییر رویه آمریکا و برخی دیگر از کشورهای غربی در قبال برجام اطمینانی هست؟ به اعتقاد من آمریکا نه‌تنها رویه خود را تغییر نمی‌دهد بلکه سرمست از روند تحولات در آینده به کارشکنی بیشتر در قبال برجام می‌پردازد و سعی خواهد داشت که مزایای شکست تحریم‌ها به اقتصاد و توسعه ایران وارد نشود.

دکتر حشمت‌الله فلاحت‌پیشه - عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس





طبقه بندی: یادداشت، سرمقاله، گفت وگو،
[ یکشنبه 4 مهر 1395 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
عربستان سعودی، در شرایط کنونی به موضوع حج در یک قالب سیاسی می‌نگرد و نه دینی و دلیل چنین رویکردی را می‌توان در نگرانی این کشور از بیداری اسلامی در شش سال گذشته دانست.

دولت عربستان در همین چارچوب به حجاج برخی کشورها که نگاهی مترقی در حوزه سیاست دارند و بخشی از نگاه مترقی آنها در تضاد با نظام‌ها و کشورهای مرتجع است، نگاه منفی دارد و همواره به دنبال ایجاد مانع برای برگزاری امن و توام با شان و حیثیت مردم این کشورها از جمله مردم ایران است.

بر اساس همین تحلیل می‌توان گفت بخش عمده‌ای از اقدامات جنایت‌باری که سال گذشته در عربستان شکل گرفت از جمله فاجعه منا، حوادث عامدانه‌ای بود، اما سیاستی که عربستان سعودی دنبال می‌کرد این بود که هزینه‌های ناشی از عدم حضور زائران کشورهای مسلمان را نپردازد و بخصوص در موضوع حج ایرانیان، تلاش کرد ایران را مقصر جلوه دهد.

مذاکراتی هم به صورت صوری انجام دادند، ولی در این مذاکرات برخوردشان توهین‌آمیز بود، اما طرف ایرانی در راستای اصل دیپلماسی عمومی و البته با هدف عمل به وظیفه شرعی خود در این مذاکرات حضور یافت.

این در حالی بود که از ابتدا مشخص بود طرف عربستانی با انگیزه سیاسی سعی می‌کند مذاکرات به نتیجه نرسد و در نهایت هم همین اتفاق افتاد.

دولت عربستان در این مذاکرات حاضر نبود هیچ‌گونه تضمین موافقت‌نامه‌ای برای برگزاری امن و توام با شأن ایرانیان ارائه کند و مسئولان ایرانی هم که در درجه اول خودشان را مسئول حفظ جان و مال و ناموس ایرانیان می‌دانند طبیعتا حاضر نشدند توافق نانوشته‌ای را بپذیرند که در قالب آن احتمال تکرار حوادثی مشابه فاجعه منا وجود داشته باشد.

به اعتقاد من بعد از این سلسله مذاکرات، بیانیه دیروز سازمان حج و زیارت به معنی مقصر دانستن عربستان در عدم برگزاری این مراسم آیینی است.

البته مسئولیت مقامات ایرانی در مقابل کارشکنی عربستان پایان نیافته و باید این موضوع در قالب دیپلماسی عمومی پیگیری شود؛ چراکه در قالب دیپلماسی رسمی، عربستان موضوع حج را موضوعی ملی کرده است و با استفاده از توان تاثیرگذاری که در میان کشورهای اسلامی دارد سعی کرده هیچ نقشی برای دیگر کشورها قائل نشود.

به اعتقاد من در قالب دیپلماسی عمومی، بیانیه سازمان حج باید به یک نامه رسمی برای مراجع بین‌المللی از جمله سازمان همکاری اسلامی تبدیل شود و سفارتخانه‌هایمان در تمام کشورهای اسلامی باید متن رسمی این بیانیه را به صورت رسمی در اختیار مقامات کشورهای اسلامی و بویژه وزارتخانه‌های مرتبط قرار دهند.

دکتر‌ حشمت‌الله‌فلاحت‌پیشه - نماینده اسلام‌آباد غرب در مجلس دهم




طبقه بندی: یادداشت، سرمقاله،
[ دوشنبه 10 خرداد 1395 ] [ 09:47 ق.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]

تاثیر رقابت بر‌عملكرد نماینده ها

طی روزهای اخیر به آن اندازه كه از توافق میان دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا بر سر ریاست مجلس سخن به میان آمده است كمتر از مساله رقابت میان دو چهره سیاسی سرشناس برای ریاست در مجلس سخن گفته شده است. چراكه این تصور وجود داشت رقابتی كردن انتخاب ریاست مجلس اختلاف و تفرقه میان دو جریان سیاسی را به دنبال دارد و اختلاف میان جناح سیاسی همان مساله ای است كه دلواپسان خواهان آن هستند، در حالی كه تصور می‌رود این امر به سود جریان‌های سیاسی در پارلمان دهم و همچنین كشور است. به هر روی سوابق مجالس پیشین نشان می‌دهد كه طی چند سال گذشته هیچ گاه شاهد چنین تنوعی در مجلس نبودیم. دو جریان سیاسی منسجم و یك جریان مستقل هر چند نامنسجم در مجلس حضور دارند و هر یك از این جریان‌ها در قالب برنامه‌های سیاسی خود عمل می‌كنند، در چنین شرایطی رقابت متصوراست و به نظر ریاست مجلس را نمی‌توان به صورت توافقی یا با رایزنی مورد حل و فصل قرار داد؛ چراكه هیچ یك از دو چهر سیاسی شاخص در مجلس (آقایان لاریجانی و عارف) حاضر به عقب‌نشینی نیستند. بنابراین باید از این مساله استقبال به عمل آورد. چراكه رقابت در آینده به قوی‌تر شدن مجلس می‌انجامد. اما مهم این است پس از اینكه رقابت در مجلس بر سر مناصب سیاسی عملا به نتیجه نرسید. پس از آن دستگاه حوزه‌های نظارتی و قانونگذاری به صورت رقابتی و چالشی نسبت به جناح‌ها عمل نكنند. و نحوه مناسباتشان با دولت به گونه‌ای باشد كه رفتارشان حالت تخریبی به خود نگیرد بلكه در صورت نقد یا تایید عملكرد دولت در مباحث سیاسی یا هر مساله دیگری در قالبی سازنده عمل كنند. بنابراین نباید رقابت را وزن كشی دانست، زیرا این مجلس ویژگی‌هایی را با خود به همراه دارد كه خواه و ناخواه آن را به سمت و سوی رقابت می‌كشاند. همان طور كه پیش‌تر اشاره شد نخستین ویژگی این مجلس وجود تنوع حزبی و جریانی است كه از مجلس ششم تاكنون بی‌سابقه بوده است، دومین ویژگی مجلس تركیب سنی آن است در حقیقت حضور نیروهای سیاسی جوان و با برنامه در نهایت این برابری سنی مجلس را رقابتی كرده است. چراكه هر یك از این چهره‌های جوان سیاسی خود را صاحب جایگاه و نقشی در مجلس می‌دانند. مساله دیگر شاخص سواد، تجریه وتخصص نماینده‌های منتخب در جایگاه بالایی بوده و فضایی تازه در مجلس دهم رقم می‌زند. جریانی از مجلس، مستقلین هستند؛ این جریان گرچه در جلسات دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا دعوت می‌شوند اما هر یك از نماینده‌های مستقل با یك نگاه برنامه‌ای شرایط را در مجلس دنبال می‌كنند. در نتیجه این امر سبب شده كه دو جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب برای جذب آنها به صورت بسیار جدی وارد رقابت شوند. برخلاف آنچه كه در مجالس هفتم و هشتم شرایط رقابتی حاكم نبود باید به رقابتی شدن مجلس در این دوره از نگاه مثبت نگریسته شود، زیرا عملا این امر سطح عملكرد نماینده‌های مجلس را افزایش خواهد داد.

* نماینده منتخب در مجلس دهم




طبقه بندی: یادداشت، سرمقاله،
[ پنجشنبه 6 خرداد 1395 ] [ 07:41 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]

حشمت الله فلاحت پیشه - کارشناس بین‌الملل

در خبرها آمده بود که ترکیه به دنبال احداث یک پایگاه نظامی در سومالی است. این در حالی است که در هفته گذشته خبر توافق ترکیه با قطر برای احداث پایگاه نظامی در این کشور اعلام شده بود.
سیاستی که اردوغان تحت عنوان احداث پایگاه‌های نظامی در مناطق مختلف جهان در پیش گرفته بخشی از راهبرد «نو عثمانی گری» است. نوعثمانی‌گری یک راهبردی است که به طور مشخص مربوط به یک قرن پیش است و متاسفانه آقای اردوغان بدون توجه به شرایط روز دنیا می‌خواهد این راهبرد را احیا کند با امید به اینکه بتواند در معادلات جهانی جایی برای خودش و ترکیه باز کند ولی واقعیت این است نوعثمانی‌گری که آقای اردوغان فکر می‌کند جاه‌طلبی‌های نظامی ترکیه را تامین می‌کند مخالفت دیگر کشورها را که در نظم کنونی و یا نظم فراامپراطوری زندگی می‌کند را برمی‌انگیزد.
به هر حال در شرایط کنونی شاهد هستیم که قدرت‌های خیلی جلوتر از ترکیه نظیر آمریکا و برخی کشورهای اروپایی هم دیگر به دنبال پایگاه‌داری و داشتن پایگاه نظامی در دنیا نیستند و دچار مشکل شده‌اند.
وضعیت به گونه‌ای است که اوباما می‌گوید آمریکا دیگر نمی‌تواند برای مدیریت جهانی نقشه و طرح داشته و هزینه کرده و به نقاط مختلف دنیا سرباز اعزام کند. این واقعیتی است که امروز در دنیا شکل گرفته اما آقای اردوغان به طور معمول روی زمین تحلیل نمی‌کند و تحلیل‌های او جاه‌طلبانه و روی هواست. به همین دلیل است که ما در طول سال‌های اخیر شاهد هستیم که نه تنها سیاست‌های نوعثمانی‌گری و جاه‌طلبی‌های فرامرزی برای ترکیه، مولفه‌های امنیت ملی و منافع ملی ایجاد نکرده بلکه حتی منجر به این شده که مولفه‌های داخلی امنیت در ترکیه هم دچار ضعف و زوال شود. نمونه این مسئله هم اقدامات تروریستی است که امروز در ترکیه صورت می‌گیرد. معتقدم که این سیاست نظامی ترکیه مربوط به نظم یک‌صدسال پیش است و با نظم کنونی در جهان همخوان نیست. به ویژه اینکه ترکیه به دنبال احداث پایگاه در کشورهایی است که در راس نظام‌های سیاسی آنها مقاماتی حاکم هستند که از مشروعیت مردمی برخوردار نیستند و در دنیا نیز به عنوان حامیان تروریسم شناخته می‌شوند.




طبقه بندی: سرمقاله، یادداشت،
[ چهارشنبه 30 دی 1394 ] [ 06:07 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
روزنامه همشهری در ستون یادداشت با انتخاب عنوان «موج احساس تکلیف» به قلم حشمت الله فلاحت پیشه کارشناس مسائل سیاسی، می نویسد: حضور متقاضیان ثبت نام برای نمایندگی مجلس با وجود اینکه نسبت به گذشته رقمی دوبرابری را نشان می دهد اما باید گفت این اتفاق غیرطبیعی نیست و در گذشته نیز در هر دوره نسبت به دوره قبل افزایش متقاضیان کاندیداتوری را داشته ایم. اما این بار این نسبت بیشتر شد و این نشان می دهد نشاط سیاسی مردم به رغم مشکلات فراوان توده های مردم بالاتر رفته است.




طبقه بندی: یادداشت، سرمقاله،
[ سه شنبه 8 دی 1394 ] [ 09:11 ق.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]

تلاش آمریکا برای محدود‌کردن عمق استراتژیک ایران

اخباری که این روزها از آمریکا می‌رسد بار دیگر ثابت می‌کند که در تحلیل رابطه با آمریکا، نباید عجله کرد و توجه به این نکته ضروری است که تحلیل توام با خوشبینی در این زمینه، به ضعف راهبردی منجر می‌شود.

واقعیت این است که ایران و آمریکا در یک موقعیت جنگ سرد به توافقی رسیدند که نتیجه آن برجام بود؛ توافقات دوران جنگ سرد، توافقاتی نیستند که بنیان دوستی باشند بلکه تعریف حوزه‌های جدید چالش یا تعدیل حوزه‌های داغ چالش با حوزه‌های جدید است.

آمریکا بعد از برجام دو سیاست را در پیش خواهد گرفت: سیاست اول این‌که همچنان مانع از پیشبرد سیاست‌های راهبردی ایران می‌شود و عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران را با محدودیت مواجه می‌کند؛ دوم این‌که تلاش می‌کند مزایای شکست تحریم به صورت قطره‌چکانی وارد ایران شود و حوزه‌های مختلف در ایران نتوانند جهش اقتصادی و جهش بودجه‌ای را داشته باشند.

خیلی از سیاست‌های آمریکا بعد از برجام از‌جمله تصمیم هفته گذشته کنگره آمریکا برای اعمال محدودیت در سفر به آمریکا در همین چارچوب، قابل تحلیل است.

مورد اخیر نیز که به تحریم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مربوط می‌شود از این چارچوب مستثنی نیست. سپاه پاسداران به عنوان بازوی ایران در پیشبرد سیاست‌های عمق استراتژیک به‌حساب می‌آید و آنچه که تحت‌عنوان عمق استراتژیک ایران مطرح است حاصل دستاوردهای راهبردی سپاه در حوزه‌های بحرانی خاورمیانه است.

آمریکا از گسترش عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران نگران است و یکی از اهداف این قانون، یعنی محدود کردن سپاه برای محدود کردن عمق استراتژیک ایران است.

موضوع دوم نیز این است که قرارگاه خاتم‌الانبیاء، قرارگاهی است که بعد از جنگ تعریف توسعه‌ای از سیاست‌های راهبردی سپاه ارائه کرد و در حوزه‌های مختلف مشاهده می‌کنیم فعالیت‌های کلان توسعه‌ای از سوی این قرارگاه انجام می‌شود. هدف این است که این قرارگاه و دیگر شرکت‌هایی که فعالیت‌های عمرانی و توسعه‌ای در ایران انجام می‌دهند با تحریم مواجه شوند و از این ناحیه به توسعه جمهوری اسلامی ایران لطمه وارد شود. اما واقعیت این است که این اقدام، علیه سپاه نیست بلکه اقدام علیه سیاست‌های راهبردی، امنیتی و توسعه‌ای جمهوری اسلامی ایران است و آمریکا، تحت هر عنوانی تلاش می‌کند از انجام تکلیفش در قالب برجام که همان رفع تحریم‌هاست خودداری کند و تکالیف خودش را به‌گونه‌ای انجام دهد که ایران مزایایی از برجام نبرد.

مقامات جمهوری اسلامی ایران باید حتما واکنش و اعتراض لازم را انجام دهند و این‌گونه اقدامات آمریکا را پیگیری کنند تا از ادامه این رفتار در آینده جلوگیری شود.

دکتر حشمت‌الله فلاحت‌پیشه

استاد دانشگاه علامه طباطبایی




طبقه بندی: یادداشت، سرمقاله، گفت وگو،
[ پنجشنبه 3 دی 1394 ] [ 01:19 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
غرب دیگر نمی تواند ایران را نادیده بگیرد

آرمان- احسان اسقایی: با روی كارآمدن دولت تدبیر و امید و توافق ایران با 1+5 و تصویب برجام در شورای امنیت در كشورهای طرف مذاكره و حل و فصل پرونده «پی‌ام‌دی» تا چند هفته آینده پرونده تحریم‌ها نیز بسته خواهد شد و ایران می‌تواند روابط اقتصادی خود را با جامعه بین‌الملل برقرار كند. البته دیروز مجلس نمایندگان آمریكا مصوبه‌ای را تصویب كرد كه براساس این مصوبه ایرانیان مقیم اروپا كه تابعت دوگانه دارند برای ورود به آمریكا باید ویزا اخذ كنند، همچنین اتباع سایركشورها كه قصد مسافرت به ایران را داشته باشند بعد از مسافرت به ایران اگر بخواهند به ایالات متحده آمریكا سفركنند باید ویزا بگیرند. به این بهانه حشمت‌ا... فلاحت‌پیشه تحلیلگر مسائل بین‌الملل و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با آرمان به گفت‌وگو پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:

بسته شدن« پی‌ام دی» به چه معناست؟

بزرگ‌ترین مانع عادی شدن پرونده هسته‌ای ایران با بسته شدن «پی‌ام‌دی» برداشته شد. تا ابهاماتی به وجود نیاید هیچ پرونده‌ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع نخواهد شد. این ابهامات البته درباره ایران بهانه‌ای بیش نبود و ثابت شد كه ایران هیچ انحرافی در برنامه هسته‌ای خود نداشته است. آنها هیچ سندی نتوانستند درباره ایران ارائه دهند ولی چون عزم سیاسی وجود داشت كه پرونده ایران به شورای امنیت برود تحت عنوان ابعاد احتمالی نظامی، پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع کردند. غیر از این هم نمی‌توانستند ایران را زیر فصل هفتم قرار دهند. بسته شدن این پرونده هم به این معناست كه پرونده هسته‌ای ایران از حالت امنیتی خارج شده و وارد فاز سیاسی و اقتصادی شده است. فاز سیاسی به این معنا كه عزم لازم برای شكستن تحریم‌ها به وجود آمده است. این عزم باید توسط آمریكایی‌ها به وجود‌ آید و آمریكایی‌ها با توجه به نوع رابطه دنیا با ایران این عزم را شكل می‌دهند و از لحاظ اقتصادی هم تا چند هفته آینده پرونده هسته‌ای ایران مختومه و تحریم‌ها لغو خواهد شد و پرونده هسته‌ای عملا به پرونده عادی تبدیل می‌شود.

جنبه حقوقی برجام درچه وضعیتی قرار خواهد گرفت؟

جنبه حقوقی پرونده هسته‌ای تا حدی نامشخص است زیرا برجام بیش از اینكه یك توافق حقوقی باشد یك توافق سیاسی است اما واقعیت این است كه «پی‌ام دی» شاخصه خوبی است که نشان می‌دهد چون عزم سیاسی لازم برای گذر از « پی‌ام‌دی» شكل گرفته می‌تواند در زمینه‌های دیگر از جمله شكستن تحریم‌ها تكرار شود و من خوشبینم كه از ابتدای سال میلادی جدید شاهد شكستن تحریم‌ها باشیم.



ادامه مطلب

طبقه بندی: سرمقاله، گفت وگو،
[ دوشنبه 30 آذر 1394 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
مهمترین دستاورد دیپلماتیک
 
حشمت ا... فلاحت پیشه*
 

بسته شدن موضوع پی‌ام‌دی نقطه عطفی در پرونده هسته‌ای ایران است و رای شورای حکام به مختومه شدن این پرونده در بلندمدت به بهانه‌سازی‌های غرب درمورد پرونده هسته‌ای کشورمان پایان خواهد داد؛ زیرا پرونده هسته‌ای در شرایطی از شورای حکام به شورای امنیت فرستاده شد که بهانه‌ای جز ابعاد نظامی در آن وجود نداشت. زمانی یک کشور را می‌توان تحریم کرد و زیر بند هفتم منشور ملل متحد برد که مدعی شوند آن کشورتهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی است و با همین بهانه هم پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع دادند و تحریم‌های ظالمانه علیه ایران اعمال شد. حال می‌توان ادعا کرد که بسته شدن پرونده پی‌ام‌دی دستاورد مهمی در دیپلماسی عمومی است و دستگاه سیاست‌خارجی کشورمان باید حداکثر بهره‌برداری را از آن انجام دهد ضمن اینکه مسیرطی شده پی‌ام‌دی و پرونده هسته‌ای، مسیری برگشت‌ناپذیر است زیرا در دنیای چندتکه شده امروز دیگر به هیچ عنوان امکان ندارد پرونده ایران مجددا زیر فصل هفتم قرار گیرد. ضمنا در حالی پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شد که دولت‌های غربی رسما علیه ایران فعالیت می‌کردند یا ایران را واسطه امتیازگیری‌های ‌‌خود قرار داده بودند. در آن زمان مشاهده شد کشورهایی مانند چین و روسیه هم به وضع تحریم علیه ایران رای مثبت دادند اما باید به این نکته توجه داشت که در شرایط کنونی ایران دیگر کشور سابق نیست و دنیا هم دچار مشکلاتی شده است. همچنین اثرات میان‌مدت و کوتاه‌مدت حل‌و‌فصل پی‌ام‌دی در اجرای برجام بسیار مهم خواهد بود زیرا شرط مهم مقام معظم رهبری بسته شدن پی‌ام‌دی بود و ایران اعلام کرده بود تا زمانی که پی‌ام‌دی حل‌و‌فصل نشود گام‌های بعدی برداشته نخواهد شد و امروز که این موضوع بسته شده است زمینه برای بازسازی راکتورهای نطنز و اراک فراهم می‌شود. در عین حال چون هیچ‌یک از این مسائل مهمتر از پی‌ام‌دی نیست لذا می‌توان ادعا کرد زمینه برای برداشته شدن تحریم‌ها در ماه آینده از هم‌اکنون آماده شده است. گذر از پیچ پی‌ام‌دی نشان می‌دهد نوعی عقلانیت در فضای 1+5 و مخالفان ایران شکل گرفته و ایران باید بتواند از این عقلانیت استقبال کند زیرا آنها درگذشته از هر بهانه‌ای استفاده می‌کردند که علیه ایران گزارش دهند. طرف غربی البته می‌دانست شروطی که مقام معظم رهبری مطرح کردند جدی است و اگر آن شروط تامین نشود واژگون شدن پرونده هسته‌ای قطعی خواهد بود. اظهارنظر جان کری مبنی بر اینکه امکان طرح ادعای مجدد علیه ایران وجود دارد نیز مصرف داخلی دارد و واقعیت این است حال که پی‌ام‌دی بسته شده طرح مجدد آن حاشیه است و بسته شدن پرونده هسته‌ای مهمترین دستاورد دولت خواهد بود. پرونده هسته‌ای ایران از این مرحله به بعد مسیرعادی خود را طی خواهد کرد همچنین دیگر تندروها درخارج از کشور چیز مهمی برای مقابله با ایران ندارند.

* کارشناس ارشد روابط بین‌الملل




طبقه بندی: یادداشت، سرمقاله، گفت وگو،
[ پنجشنبه 26 آذر 1394 ] [ 09:30 ق.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

مدیر وبلاگ : سجاد حسینی

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :