کلیپ

کانال تلگرام

خاطرات سیاسی
پایان رنج بیماران در اسلام آباد غرب

فلاحت پیشه در بازدید از خبرگزاری خانه ملت
...از وزیر قول گرفتیم ، بیمارستان قدیمی را نوسازی کند . ظرفیت اورژانس کنونی حداقل دو برابر می شود ، از میان جوانان بومی ،پرسنل مورد نیاز جذب شود ،بویژه آنکه پزشکان متخصص مورد نیاز شهر جذب شوند تا به قول خود ایشان اغلب جراحی های مورد نیاز کشور ، در داخل اسلام آباد غرب قابل انجام باشد.
به هر حال به قول یکی از دوستان مرام  بیمارستان دوم باعث شد،چهار سال منتظر خودم بماند . اما این چهار سال غم انگیز بود . عزیزان زیادی را از دست دادیم.  رنجها تحمل کردیم . بخش عمده الطاف ، تسریع و تامین مالی بیمارستان اسلام آباد غرب حاصل حضور چهار شیفته و 8 ماهه اینجانب در کمیسیون های تلفیق برنامه و بودجه بود یعنی تقریبا از ابتدای مجلس جدید چهار شیفته افتخار خدمت داشته ام ،به زودی دیگر برکات این تلاش ها و حضور کلی بنده و دیگر نمایندگان استان آشکار خواهد شد . طرح عظیم راه آهن غرب کشور مردم استان را خوشحال خواهد کرد و ... خود را مدیون می دانم که از زحمات دیگر نمایندگان استان و خاصه دولتمردان عزیز مدیران استانی و شهرستانی تشکر کنم . هیچ وقت اجازه نداده و نمی دهم که اختلاف نظرهای مدیریتی و بعضا سیاسی ، بنده و دیگران منجر به ایجاد دست انداز در بودجه استان و شهرم شود . همگان در تجربه بیمارستان دوم دیدند که هر گاه پای بودجه توسعه و عمران منطقه ام پیش می آید ،نه تنها اختلافات را کنار می گذارم ،بلکه دست مخالفان و منتقدانم را می بوسم . چون نباید حق مردم گرفتار ''غرور'' ما مسئولان شود.

پایان



طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
[ جمعه 1 اردیبهشت 1396 ] [ 10:55 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
پایان رنج بیماران در اسلام آباد غرب

تصویر قانون ایسا؛ "خوش خدمتی اوباما" به حزب دموکرات آمریکا!
به عنوان فرز ند اسلام آباد غرب ، بخش اعظم تلخی ها و شیرینی های زندگیم را در این شهر تجربه کردم . روز 25 فروردین 96 این جمله را خدمت وزیر محترم بهداشت و مردم عزیز شهرم عرض کردم که، خدا را شاکرم که یکی از شادترین ایام عمرم را می گذرانم . افتتاح بیمارستان دوم اسلام آباد غرب ، یعنی آنگونه که وزیر در این افتتاحیه گفت ' گامی بلند در پایان دادن به رنج اعزام بیمار .
بیمارستان 126 تخت خوابی جدید ، به آخرین و پیشرفته ترین تجهیزات پزشکی مجهز می شود . همه ما درد بیمارستان قدیمی شهر را چشیده ایم پدر و مادرم را در فقر امکانات آن و ویا هنگام اعزام از دست داده ام . همچون دیگر همشهریانم،  برغم رضایت از زحمات پرسنل خدوم بیمارستان ، از فقر امکانات و فضای نامناسب و ویران شده آن نقدها کرده ام و به حال نامساعد عزیزانم اشک ریخته ام . پس حق دارم امروز از خوشحالی سراز پا نشناسم . جناب دکتر قاضی زاده هاشمی وزیر عزیز بهداشت و درمان در نطق افتتاحیه اش در جمع مسولان استان و مردم شهرم بنده را شرمنده کرد . گفت فلاحت پیشه  افتخارکشور ماست و فرمود در طول یک سال اخیر با اتخاذ سیاستی منطقی و مداوم کمک کرد به اینجا برسیم . .. در توضیح لطفش می خواهم بگویم که با افتخار حاضرم روزانه دست این وزیر گرانقدر را ببوسم . چون او نگین کابینه دکتر روحانی است و انصافا در تخصیص 42 میلیارد تومان بیمارستان ، برادرانه مرا کمک کرد . اما قصه بیمارستان دوم سر درازا دارد .
 از ابتدای مجلس هفتم تصمیم گرفتم همه ی  امکانات ملی شهرم را تا حد امکان دو برابر کنم . بلافاصله در نامه ای محترمانه خطاب به دکتر پزشکیان خواستار احداث بیمارستان دوم شهر شدم ' جواب منفی بود . گفتند باید جمعیت به 300 هزار نفر برسد و..... از وزیر سوال کردم ، در کمیسیون و صحن اعلام کردم ،قانع نشدم لذا ، کمیسیون بهداشت و درمان مسول پیگیری خواسته ام شد . دولت خاتمی جایش را به دولت احمدی نژاد داد . سوالم را در دولت جدید نیز ادامه دادم . برای چندمین بار وزرا  به مجلس فرا خوانده شدند و هیچگاه اعلام قناعت نکردم . سرانجام دکتر باقری لنکرانی وزیر وقت بهداشت و درمان به دکتر امین لو معاون حقوقی و پارلمانی خود این جمله را گفت، امین لو دست فلاحت پیشه را از سر من کوتاه کن هرجور هست برای بیمارستان قانعش کن . به اتفاق آن مرد شریف و کارشناسان وزارتخانه جلسه ای گذاشتیم .کتاب قطور تاریخچه بیمارستان های کشور را چند ساعته مرور کردیم ،تا راهکاری و راه حل مشابهی پیدا کنیم .آخرش به این ''عرف'' رسیدیم که اگر عمر بیمارستان بالای 50 سال باشد امکان توسعه و ترمیم کلان آن وجود دارد . برخی از کارشناسان دلیل آوردند که این راه هم ممکن نیست چون عمر بیمارستان کمتر از 50 سال است . اما وقتی به سجل آن رجوع کردیم ، دیدیم که آن هم عمری رضا خانی دارد و لذا به وزیر پیشنهاد دادیم که تحت عنوان فاز توسعه بیمارستان اسلام آباد غرب بنای دیگری ایجاد شود . دکتر امین لو لبخندی به من زد و گفت فلاحت ببین چه بلایی سرمان آوردی  که فاز توسعه چند برابر خود بیمارستان است .به هرحال مبارکت باشد کار خودت را کردی . 
خداراشکر از سال 1388کار شروع شد و خیلی سریع پیشرفت کرد و قرار بر این شد که در سال 1391 افتتاح صورت گیرد . اما بی رحمی های انتخابات شامل حال بیماران نیز شد . پس از پیروزی در انتخابات مجلس دهم یکی از اولین تماس هایم را درخصوص بیمارستان برقرار کردم ...درپاسخ تبریک وزرای راه و شهرسازی ،، بهداشت درمان ،سازمان بودجه و پس از اولین برخورد با رئیس جمهور محترم ،خواستار احیای پروژه کما رفته ی بیمارستان دوم شدم . استاندار محترم ،فرماندار عزیز ، و البته دو وزیر شریف دولت مردانه کمک کردند . به من و مردم شهرم حق دادند نیازی به طرح سوال نبود چون حداکثر همکاری صورت می گرفت . و خدا را شکر بزرگترین طرح بهداشت و درمان چند ساله اخیر استان کرمانشاه به بهره برداری رسید . دست همه ی مسولان را برای این خدمت می بوسم . آنها مداخله ها و حساسیت های بیش از حد بنده را تحمل کردند . حتی بر خرید تجهیزات نیز نظارت کردم . دستگاه "ام . آر. آی" چینی را نپذیرفتم و به جای آن قرار شد فیلیپس آلمان خریداری شود . حتی در زمینه به اصطلاح '' هتلینگ '' ، بهترین تخت های بیمارستان حال حاضر کشور خریداری شد ودر هر اتاق یخچال و تلوزیون نصب گردید . بیمارستان صاحب کتابخانه عمومی و تخصصی ،اتاق بازی کودکان ،آسانسور پیشرفته و دارای ظرفیت مکفی و ... است...

پایان بخش اول...



طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
برچسب ها: خاطرات سیاسی دکتر فلاحت پیشه، بیمارستان اسلام آبادغرب،
دنبالک ها: کانال خبری دکتر فلاحت پیشه،
[ جمعه 1 اردیبهشت 1396 ] [ 10:49 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
 چرا جمعه عاشوراست؟

سال اول راهنمایی دانش آموز مدرسه شهید بهشتی اسلام آباد غرب بودم.جنگ مغلوبه شده بود.رژیم بعثی عراق پس از پیشروی های اولیه،با مقاومت جانانه ایرانی ها وارد سراشیبی شکست شد.فتح خرمشهر؛ صدام و حامیانش را وادار کرد که در مجامع بین المللی درخواست آتش بس کنند.هر چند نه حاضر بودند مسؤولیت آغاز تجاوز را بپذیرند و نه اینکه قصد عقب نشینی از دیگر مناطق اشغالی را داشتند.هدف جداسازی اروندرود از پیکره ی ایران زمین بود.
مرحوم امام خمینی( ره) و دیگر مقامات جمهوری اسلامی ایران به خوبی می دانستند که نباید اجازه داد صدام تجدید قوا کند.هر چه بیشتر جنگ در عراق حزبی و بعثی می شد و ارتش آن کشور به بیگانه وابسته تر می گردید،در ایران دفاع مقدس تر، ملی تر و البته مردمی تر می شد.لذا دشمن جنگ مستقیم با اراده ملت ایران  را در دستورکار قرار داد.رادیو عراق و رادیوهای بیگانه همچون بی بی سی و رادیو رژیم صهیونیستی اعلام کردند که مراسمات سیاسی عبادی مردم ایران به ویژه نماز جمعه هدف بمباران و موشک باران قرار خواهد گرفت.
بچه های مدرسه و محله و نوجوانان مسجد"صاحب الزمان شهرستانی"تصمیم گرفتیم فردا"جمعه"همه با هم در مراسم نماز جمعه شرکت کنیم.البته این یک تصمیم ملی بود.در سراسر کشور نماز جمعه از روزهای عادی قبل از تهدید دشمن به کشتار جمعی نمازگزاران شلوغ تر شد. در آن زمستان سرد علاوه بر صحن و حیاط مسجد جامع،بخشی از خیابان نیز با سجاده پر شده بود.خطبه دوم توسط مرحوم "موحدی قمی" آغاز شد که هواپیماهای عراقی در آسمان "اسلام آباد غرب"ظاهرشدند،دیوارصوتی شکسته شد، شلیک توپ های ضد هوایی حتی مانع شنیدن صدای امام جمعه می شد.با این وجود کسی از سرجایش بلند نشد.ترس معنایی نداشت و جمعیت یک صدا شعار"مرگ بر صدام"و"جنگ جنگ تا پیروز ی"را سر می داد.
این حماسه حضور در راهپیمایی های مختلف تکرار می شد و همیشه یک هفته قبل از راهپیمایی 22 بهمن، رادیوهای دشمن به مردم هشدار می داند که نیایند ولی مردم هر روز گسترده تر و شجاع تر از دیروز می آمدند.این حماسه ها در تاریخ سیاسی ایران بزرگترین پشتوانه سیاستمدار ان ایرانی و مخوف ترین کابوس دشمنان بوده است.
به عنوان کسی که 23 سال سابقه تحلیل سیاسی، راهبردی را در کارنامه ام دارم، شهادت می دهم که "جمعه" این هفته برای ایران و جهان اسلام قدر یک مناسبت "عاشورایی" را دارد.ایرانی ها در این روز با فتنه افکنانی اتمام حجت می کنند که اکنون در اطراف "دونالد ترامپ" رئیس جمهور افراطی آمریکا جمع شده اند.
اقدامات اولین روزهای حکومت ترامپ گواه روشن تاریخ مظلومیت و البته حقانیت انقلاب اسلامی است.دیدیم چگونه بر بازوان نحیف آن کودک پنج ساله ایرانی "دستبند" زدند.
پایان بخش اول




طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
دنبالک ها: کانال خبری دکتر فلاحت پیشه،
[ چهارشنبه 20 بهمن 1395 ] [ 09:49 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
 کرمانشاه از رونالد تا دونالد
http://kermanshah-sport.ir/wp-content/uploads/2011/06/612.jpg
  • دونالد ترامپ شبیه ترین رئیس جمهور تاریخ آمریکا به رونالد ریگان است
  • ترامپ از جمله شرط بندهای قهار و ولخرج کشتی کج در آمریکاست.لذا باید از کرمانشاه درس پهلوانی یاد بگیرد و البته بفهمد که دنیا را نمی توان با فنون کشتی کج اداره کرد.
  • ایرانی ها مشکلی با ملت آمریکا ندارند.و بر خلاف دولت ترامپ بر بازوان کودک چهار ساله دستبند نمی زنند.
  • برخی از کشتی گیران آمریکایی در پست های خود خطاب به ترامپ نوشته اند.ایران را وطن دوم خود می دانند.و در هیچ جای دنیا به اندازه ایران مورد احترام نبوده اند.
سال 1985 میلادی بوداپست مجارستان میزبان مسابقات جهانی کشتی بود.محمد حسن محبی پهلوان کرمانشاهی تیم ملی کشتی ایران در فینال با ناداوری مقابل کشتی گیر آمریکایی بازنده اعلام شد.هنگام توزیع مدال ها و حین نواخته شدن سرود ملی کشور آمریکا ،آن جوان رعنای ایرانی با فریاد مرگ بر آمریکا از سکو پایین پرید، مراسم را تحت شعاع حرکت خود قرار داد.و همان زمان گفت:این فریاد مظلومیت ملت ایران در مقابل سیاست های آمریکاست.
 مدال نقره اش را پس گرفتند ولی دنیا بیش از نتایج کشتی های بوداپست و همه قهرمانان سکو گرفته اش،تحت تاثیر اقدام پهلوانانه آن کشتی گیر کرمانشاهی قرار گرفت.
این روزها کرمانشاه بار دیگر به سیاسی ترین شهر دنیا تبدیل شده است.جنگی که رامسفلد فرستاده ویژه رونالد ریگان علیه ایران راه انداخت،از استان کرمانشاه شروع شد و با عملیات مرصاد در همین استان پایان یافت.روزانه به طور میانگین یک ساعت هواپیماهای غربی و شرقی مردمان بی گناه شهرهای استان را بمباران می کردند.در همان روزها مردم کرمانشاه تکه های بدن چند صد عزیز خود را از درون پناهگاهی خارج کردند،که مورد حمله موشکی قرار گرفته بود.
دونالد ترامپ شبیه ترین رئیس جمهور تاریخ آمریکا به رونالد ریگان است.هر دو هنرپیشه بوده اند،هر دو "نو مرکانتلیست"اند.یعنی سود رسانی به ایالات متحده را در راس همه سیاست های خود می دانند.و البته با جنگ سالاران و نژادپرستان ضد مهاجر ایاق(هم پیاله) اند.
در آن زمان سیاست های نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی ایران باعث تحریم دو المپیک مسکو و لس آنجلس شد.و نسل طلایی آن زمان کشتی کشور فرصت های حضور بین المللی متعددی را از دست دادند.برادران محبی،الله مراد زرینی،برادران بلند اقبال و بعد از آن پهلوانانی همچون زنده یاد اسفندیار غلامی،زرافشانی ها ، مجتبی حسینی،روانشاد کیومرث رجبی و تیمور مرادی و...با عشق کشتی را حفظ کردند و از مدال گذشتند و اعتراضی به زمانه نکردند.و اکنون کرمانشاه به پاس پهلوانی آنها و شاگردانشان،جهانی شده است.
امروز که آوازه مرام کرمانشاه،سینه ستبر ایران زمین جهانی شده است،محمد حسین محبی و یارانش،میزبان بزرگان کشتی جهان اند.تلاشهای پهلوانانه منجر به موافقت با حضور تیم ملی کشتی آمریکا در کرمانشاه شده است.ترامپ از جمله شرط بندهای قهار و ولخرج کشتی کج در آمریکاست.لذا باید از کرمانشاه درس پهلوانی یاد بگیرد و البته بفهمد که دنیا را نمی توان با فنون کشتی کج اداره کرد.
طبیعی است پذیرش تیم کشتی ایالات متحده در کرمانشاه ،اقدامی سازنده در قالب دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی بود.ایرانی ها مشکلی با ملت آمریکا ندارند.و بر خلاف دولت ترامپ بر بازوان کودک چهار ساله دستبند نمی زنند.
هفته آینده میزبان بزرگترین رویداد ورزشی بعد از انقلاب در کرمانشاه خواهیم بود.برخی از کشتی گیران آمریکایی در پست های خود خطاب به ترامپ نوشته اند.ایران را وطن دوم خود می دانند.و در هیچ جای دنیا به اندازه ایران مورد احترام نبوده اند.در شرایطی که نژادپرستان آمریکایی در مقابل افکار عمومی دنیا درمانده شده اند،جهان نوعدوستی ملتی را نظاره خواهد کرد که خود قربانی جنایات جنگی است.و هنوز زخم های جنگ را بر تن دارد و هزاران شهروندش با عارضه های شیمیایی بمب هایی روزگار می گذرانند که به واسطه 350 شرکت آمریکایی و اروپایی در اختیار صدام قرار داده شد.ولی به گواه تاریخ ،صدام و رونالد رفتند اما پهلوانان نمی میرند.





طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
برچسب ها: برادران محبی، فلاحت پیشه، کشتی آمریکا، کرمانشاه، اسفندیارغلامی، ترامپ، ریگان،
دنبالک ها: کانال خبری دکتر فلاحت پیشه،
[ سه شنبه 19 بهمن 1395 ] [ 05:52 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
#سنگ_صبور_انقلاب

"خاطرات سیاسی دکترفلاحت پیشه"

*بخش اول*

بهار سال1367 فرسایشی ترین جنگ قرن بیستم بین ایران و عراق، هشتمین سال خودرا پشت سرمی گذاشت. به روال زندگی آواره مردم شهرم اسلام آباد غرب، برای تهیه آذوقه به داخل شهر ویران شده آمدم. یکصد هزار نفر مردم اسلام آباد غرب آواره کوه و روستا بودند خانواده ام همچون بخشی از مردم به غاری در کوههای مشرف به شهر پناه برده بودند که برای مردم محله شهرستانی به‌‌"در اشکفتان"موسوم بود.
مغازه معنا نداشت پیرمردی از آوارگان قصرشیرینی که حتی از آوارگان اسلام آباد نیز مظلوم تر بود. گاری دستی خودش را درب خانه گذاشته بود مقدار کمی سیب زمینی، گوجه و یکسری اقلام غذایی را می فروخت و در عین حال نگهبان خانه محقر و متروکه ای بود که چند دختر دم بختش در آن زندگی می کردند، کنار گاری بحثی درگرفت بین چند نفری که از اوضاع گله مند بودند در این بین رزمنده ای به زبان فارسی وارد بحث شد و گفت نگران نباشید جنگ حداکثر تا شش ماه دیگر خاتمه می یابد.سال دوم دبیرستان بودم به خودم اجازه دخالت در بحث بزرگترها را ندادم ولی یکی از آقایان گفت:نه آقا این سرنوشت ما است و جنگ تمامی ندارد.آن رزمنده آه سردی کشید و گفت:شک نکنید دیگر موشک به تهران رسیده است مردم پایتخت تحمل اینگونه زندگی کردن را ندارند.
البته این شرایط با یک اقدام تاریخی از سوی مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی همزمان شده بود او با گزارش از آخرین وضعیت جنگ و کشور خدمت مرحوم امام خمینی(ره)می رود طبق این گزارش وضعیت اقتصاد جنگ قرمز شده بود. 36کشور دنیا از جمله 5 قدرت بزرگ عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد تمام قد پشت سر صدام قرار گرفته بودند. در آن جلسه تاریخی مرحوم هاشمی به امام(ره) می فرمایند:من مسئولیت پذیرش آتش بس را به عهده می گیرم، بگذارید همه نقدها و تخریب ها به من بازگردد.
مرحوم هاشمی رفسنجانی به نیابت از امام (ره) فرماندهی کل جنگ تحمیلی را برعهده داشت. خدا می داند در آن ایام برغم همه تلخی ها و دغدغه های ناشی از جنگ، هرگاه صدا یا تصویر پر روحیه ی ایشان پخش می شد، روحیه می گرفتم اما این حس یکشنبه غروب برایم تبدیل به یک دلتنگی جانکاه شد. در صحن علنی مجلس در حال تصویب مواد 120 تا 128 قانون برنامه بودیم که مسئولیت مستقیم آن برعهده بنده بود،  به یکباره کنار صندلی دکتر لاریجانی رئیس مجلس در جایگاه شلوغ شد. دکتر پزشکیان و چند نفر دیگر موردی را کنار گوش ایشان مطرح کردند و رئیس مجلس نیز به طور ناگهانی اعلام کرد جلسه خسته است،  بگذارید مباحث به نشست بعدی واگذار شود. خبر پیچید که آیت الله هاشمی رفسنجانی دچار ایست قلبی شده است....
خدا می داند در کوران تحولات سیاسی مختلف کشور، ورود و خروج او توأم با صبر و از خود گذشتگی بود، از نقد استقبال و در مقابل تخریب سکوت می کرد. تلخی ها و بی مرامی ها دید ولی وفادار ماند و همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند،  هیچ عاملی منجر به ایجاد دشمنی میان او و رهبر انقلاب نشد.
اولین بار در سال 1374مرحوم هاشمی را از نزدیک ملاقات کردم. در جمع نمایندگان رسانه ای جمهوری اسلامی میزبان گروه رسانه ای کشور آلمان و همه با هم میهمان ضیافت شام رئیس جمهور  هاشمی رفسنجانی بودیم. فکر استراتژیک او مرا تحت تأثیر قرار داد.
حیات سیاسی او شامل چهار مرحله بود و هر مرحله با یک کار ویژه خاص :
مرحله اول؛عصر انقلاب، پشتیبانی اقتصادی انقلاب بود ضمن آنکه فکر انقلابی امام خمینی (ره) را در میان انقلابیون، عملیاتی می کرد.
مرحله دوم؛در ایام جنگ، فرماندهی نیابتی کل قوا بود که دوست و دشمن به زیرکی، روحیه بخشی و بویژه وحدت گرایی او ایمان داشتند و آخر جنگ نیز افتخارات را به سربازان تقدیم کرد، و مسئولیت نقایص را فداکارانه برعهده گرفت.
مرحله سوم‌؛ سازندگی بود، آن جلسه در آخرین سالِ هشت سال سازندگی برگزار شد. تمام تلاش ایشان حفظ مناسبات با کشورهای غربی برای جلوگیری از بایکوت ایران توسط آمریکا بود، لذا حتی هیأت های رسانه ای اروپایی را نیز با احترام ویژه به حضور می پذیرفت.
مرحله چهارم؛حیات سیاسی مرحوم هاشمی رفسنجانی، عصر فعالیت سیاسی بود.این عصرادامه راهبردسیاسی ایشان برای حفظ تعادل درجامعه بود.همانگونه که کابینه هایش متشکل از گروههای سیاسی مختلف از مؤتلفه تا اصلاح‌طلبان بود، در فضای سیاسی نیز اینگونه عمل می کرد. سیاست حذفی نداشت. از افراط و تفریط پرهیز می کرد، با منطق خطوط قرمز نظام جمهوری اسلامی را محترم می شمرد و در عین حال نمی خواست جامعه ظرفیت های فعالیت سیاسی متکثر را از دست بدهد و کسی در فضای سیاسی کشور احساس یأس و غربت کند؛ و هرگاه بوی ساختار شکنی می آمد، تبعیت از ولایت فقیه را به زبان می آورد و اولین نفر خود به آن عمل می کرد.



"#سنگ_صبور_انقلاب"

"خاطرات سیاسی دکتر فلاحت پیشه"

"بخش دوم..."

...دو بار در این مرحله(مرحله چهارم) خدمت ایشان رسیدم. اول در سال 1383 به اتفاق 55 نماینده دیگر که به صراحت از ایشان خواستم در ورود به انتخابات ریاست جمهوری با احتیاط عمل نماید و عرض کردم که نگران تخریب شما بعنوان یکی از استوانه های انقلاب هستم و حتی وقتی در مورد محروم ماندن استان خویش در زمان دولت ایشان گلایه کردم، بزرگوارانه پاسخ دادند و وعده رفع محرومیت ها با دستکاری در ارقام بودجه دادند و...
دیروز (20 دی ماه) ساعت پنج صبح بیدار شدم تا بعد از چهار ماه دغدغه جدی، رأی صحن علنی مجلس را برای ماده 128قانون برنامه بگیرم. همان لحظه دو رکعت نماز شکر نذر کردم و گفتم: خدایا کمک کن تحقق یابد و آن را همراه فاتحه ای نثار روح پاک هاشمی رفسنجانی بنمایم. ماده ای که در صورت تصویب و اجرا دو نتیجه را به دنبال دارد :
1. بند ه :سالیانه 10% بودجه اضافی به استان های جنگزده تخصیص یابد و با افزایش سنواتی 10% در شاخص های توسعه این استان ها در پایان قانون برنامه (پنج سال دیگر) به سطح استان های توسعه یافته کشور برسند.
2.بند و : خط منطقه جنگی بر اساس جدول سازمان امور استخدامی به مرز کشور کشیده شود. (که طبق آن از اسلام آباد غرب تا مرز به همه کارکنان زمان جنگ حق ایثار تخصیص یابد).
در یکی از غمگین ترین روز های مجلس، صبح یکشنبه کمتر کسی نای آمد و شد داشت با این وجود خدمت آقایان "#ادیانی، #قوامی،#رحیمی" نمایندگان سوادکوه، اسفراین و تهران رفتم و عرض کردم حاضرم دست شما را ببوسم تا پیشنهاد های حذف ماده 128 را پس بگیرید، تا کار ما در ادامه راه سخت نشود. آقایان "#مصری،#سلیمانی،#تجری،#جاسمی،#صفری،#نادری و #حسینی_کیا" نیز مردانه و برادرانه مدیریت رایزنی با نمایندگان چهار استان را انجام دادند و سرانجام به گونه ای بی سابقه، دولت برای همسطح کردن استان های جنگ زده با سایر استان ها و احیای حق ایثارگری مردم آن مناطق، حکم و تکلیف برنامه ای و ضرب الاجل پنج ساله دریافت کرد.


<<صحن مجلس مصوبه تاریخی کمیسیون تلفیق در مورد مناطق جنگی را تصویب کرد.
مصاحبه شبکه خبر با دکتر فلاحت پیشه>>


[http://www.aparat.com/v/USYJF]


پایان بخش دوم...

....................................................................................................................

"#سنگ_صبور_انقلاب"

"خاطرات سیاسی دکتر فلاحت پیشه"


بخش سوم...

...در فضای پیشاانتخاباتی گذشته گمانه زنی ها در مورد آمدن یا نیامدن آقای هاشمی شروع شده بود.ما در کرمانشاه مشغول ساماندهی سفرهای غرب کشوری آقای قالیباف بودیم که به یکباره خبر سخنرانی ایشان در نقد مرحوم رفسنجانی مخابره شد.
هنگام ورود آقای قالیباف به کرمانشاه بلافاصله از ایشان گلایه کردم که چرا چنین موضعی گرفته است؟یادآوری کردم که در طرح انتخاباتی خودم که شهریورماه آن را تهیه و به ایشان و ستاد داده بودم،نسبت به هرگونه سیاست تخریبی هشدار داده بودم.عنوان آن طرح انتخاباتی مثلث پیروزی بود.
عمری باقی باشد در خاطره مربوطه اش بخش هایی از طرح را منتشر میکنم. در آن راهبرد انتخاباتی هشدار داده بودم که قالیباف نباید از سنت مألوف جناح های. سیاسی در تخریب دیگران پیروی کند.بلکه باید فقط اثباتی موضع گرفته و برنامه عملی برای رفع مشکلات جامعه و توسعه کشور ارائه دهد.حال بگذریم که روز به روز خلاف آن راهبرد عمل کرد.و جالب اینکه تیمی بعد از ما حلقه مشاورش شدند که گویی رقیبش آنها را چیده بود. پنج نفری که دو نفرشان وزیر و سه نفر دیگر معاونان وزرای دولت آقای روحانی شدند.
برای تعدیل اوضاع مقاله ای تحت عنوان "#سیاستمدار_و_عاشق" نوشتم و صلاحیت ها و قابلیت های دو کاندیدای احتمالی وقت، هاشمی رفسنجانی و قالیباف را ذکر کردم و توصیه کردم دو طرف وارد فضای تخریبی نشوند و حتی امکان ائتلاف را نیز در نظر داشته باشند.

بخشی از مقاله دکتر فلاحت پیشه در سال1391


..."بنده به عنوان یكی از حاضرین در آن جلسه هنوز معتقدم كه كاش آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات حضور نمیافت و فقط می توانم حدس بزنم كه چه عواملی عزم مبنی بر نیامدن ایشان را به آمدن تبدیل كرد.
* از جمله اینكه نمی توانم ایشان را مسئول فتنه بخوانم.
* بی انصافی می دانم كه در آستانه هشتاد سالگی او را متهم به " قدرت دوستی " می كنند.
* چه بسا برخی موضعگیری ها،ایشان را مجبور كرد كه سوابق خدمت خود را به" همه پرسی" بگذارد.
* هنوز هم معتقدم نخبگان و مسئولان نظام به ویژه طیف "گسترده شده "اصولگرایان می توانستند رابطه محترمانه تری را با یكی از آخرین بازماندگان هرم رهبران انقلاب اسلامی برقرار نمایند..."


...در تماس تلفنی با محسن هاشمی فرزند ارشد مرحوم آیت الله نیز این موضوع را مطرح کردم. ایشان و بنده  در تیم مشاوران آقای قالیباف در امور مترو و بین الملل همکار بودیم.استقبال کرد اما قانع نشد که قالیباف غیر از آن مواضع را در مورد مرحوم پدرش گرفته باشد.
قالیباف در پاسخ گلایه من گفت رسانه ها حرف های من را در مورد آقای هاشمی تحریف کرده اند.با این وجود مواضع بعدی ایشان در مورد آقایان خاتمی و به ویژه در مناظره با روحانی نشان داد که شهردار تهران را به یک راهبرد انحرافی انتخاباتی سوق داده اند تا امکان طرح تبلیغات مبتنی بر کارآمدی را نداشته باشد.




لینک مقاله"#سیاستمدار_و_عاشق"
http://falahatpisheh.ir/extrapage/27


پایان بخش سوم...

........................................................

"#سنگ_صبور_انقلاب"

"خاطرات سیاسی دکتر فلاحت پیشه"

بخش چهارم...

برای آخرین بار در اسفند سال 1391، خدمت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی رسیدم. جمعی از نمایندگان ادوار را آقای عسکری معاون کنونی دانشگاه آزاد در امور پارلمانی دعوت کرده بود. هنگام ورودم گفت: قرار گذاشتیم شش نفر صحبت کنند، موضوع حضور یا عدم حضور ایشان در انتخابات است و شما یکی از آن شش نفر هستید.
دومین سخنگو بودم، عرض کردم‌: هشت سال پیش در چنین روزهایی از شما خواهش کردم در انتخابات حضور پیدا نکنید، چون حیف است عده ای شما را تخریب کنند، اکنون نیز معتقدم شما سرمایه بی بدیل نظام هستید. وارد فضایی نشوید که در آن "اخلاق سیاسی" کماکان حلقه مفقوده است. در میان کاندیداهای آینده از نیرویی که میدانید کارآمد است حمایت کنید تا "کار" جای خود را به جنگ سیاسی ندهد. مردم دیگر از رقابت های سیاسی خسته اند.
بزرگوارانه درسخنرانی پایان جلسه خود، نظر بنده را تأیید فرمودند. هرچند قابل پیش بینی بود که عده ای از همان جلسه بنا بر وادار کردن ایشان برای حضور در انتخابات 1392 داشتند؛ و در آخرین ساعات نیز این سیاستمدار صبور و با اخلاق را وادار به ثبت نامی دیگر کردند و برغم تصمیم شورای نگهبان بر عدم حضور ایشان، باز هم به تلطیف اوضاع پرداخت؛ و در شرایطی که دشمنان به دنبال هشتاد و هشتی کردن انتخابات گذشته بودند، ایشان انتخابات را هفتاد و ششی کردند و مؤلفه‌های وحدت بر شاخص های تفرقه غلبه کرد.
به خانواده و یاران مرحوم آیت الله هاشمی تسلیت مجدد می گویم.  انتظار این است که بعد از او همچون خود او عمل کنند، فقدانش نیز همچون وجودش عاملی برای وحدت شود تا استوانگی او در انقلاب اسطوره گردد.
یادش گرامی




پایان



طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
[ جمعه 24 دی 1395 ] [ 12:22 ق.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
ماجرای استیضاح از نامجو تا چیت چیان برای زمانیکه من زنده نیستم

...شرایط فوق با فضای پیشا انتخاباتی مجلس نهم مواجه شد.بنده که به جای دلبستن به پیروزی در دور سوم مجلسم،نگرانی 30 سال بعد یعنی زمانی را داشتم که دیگر زنده نبودم،با برخی فریب کاران انتخاباتی مواجه شدم که هدف اصلی آنها شکست من بود. آنها در گهواره شایعه انداختند که فلاحت پیشه آبِ این منطقه را به اسلام آبادغرب منتقل میکند.برای جلوگیری از این شایعه فتنه انگیز،اسناد و مدارک مربوط به حق آب کشاورزان گهواره را با امضاء های وزارتی و امضاء خودم به برادرانم آقا "#سیدنصرالدین" و آقا "#سیدجلال_حیدری" دادم.در جلسات با مردم آن منطقه نیز گزارش های مستند را ارائه دادم.

بگذریم...




طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
برچسب ها: فلاحت پیشه، چیت چیان، وزیرنیرو، استیضاح،
دنبالک ها: کانال خبری دکتر فلاحت پیشه،
[ جمعه 17 دی 1395 ] [ 07:41 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
ماجرای استیضاح از نامجو تا چیت چیان برای زمانیکه من زنده نیستم

هنگام مجلس هشتم بعد از چند سال خشکسالی،در نامه ای خطاب به آقای احمدی نژاد رئیس جمهور وقت خواستار تشکیل کمیته بحران آب اسلام آباد غرب و دالاهو شدم.

طبق گزارش های آن زمان علاوه بر بخش های کشاورزی و صنعت،آینده حوزه انتخابیه ام از لحاظ آبِ شرب هم نا مطمئن بود.مخزن آبِ شرب اسلام آباد غرب از ظرفیت 200 لیتر در ثانیه به 15 لیتر کاهش یافته بود و آخرین چاههای آب باقیمانده نیز حداکثر بعد از 30 سال خشک می شدند.یعنی پیش بینی می شد که در صورت عدم تدبیر آینده،نسل حاضر آخرین ساکنان دیار اسلام آباد غرب باشند و این شهر به سوی متروکه شدن پیش می رفت.

موضوع به وزارت نیرو محول شد.اما تداوم کوتاهی ها باعث شد به رغم احترام خاصی که برای آقای نامجو وزیر نیرو دولت دوم آقای  احمدی نژاد قائل بودم،او را استیضاح کنم.بخشی از نطق استیضاح در کلیپ زیر تقدیم می شود.

وزیر تنها با اختلاف یک رای(100 در مقابل101) استیضاح نشد.ولی بزرگوارانه در  اولین سفربعد از رای اعتماد مجددش  به دالاهو آمد.متنی را امضاء کرد که طبق آن وزارت نیرو در سه زمینه متعهد شد:

1.تضمین حق آب شرب و کشاورزی  مردم ،کشاورزان و باغداران گهواره از سدهای آزادی و زمکان
2.تامین آب شرب بلند مدت کرند غرب
3.کلنگ زنی خط انتقال آب شرب و صنعتی اسلام آباد غرب با تخصیص 10 میلیارد تومان اعتبار عمرانی.
با این مصوبات علاوه بر تضمین حق آبِ کشاورزان و باغداران گهواره وکرندغرب،برای همیشه دغدغه آبِ شرب اسلام آباد غرب و خاصه آبِ منطقه ویژه اسلام آباد بر طرف می شد.چون طبق قانون اگر وضعیت آبِ منطقه ویژه مشخص نمی شد،دولت هر گونه سرمایه گذاری و احداث کارخانه را در این منطقه ممنوع می کرد.


پایان بخش اول...



طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
برچسب ها: فلاحت پیشه، چیت چیان، وزیرنیرو، استیضاح،
دنبالک ها: کانال خبری دکتر فلاحت پیشه،
[ جمعه 17 دی 1395 ] [ 07:37 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
بخش اول...
/ 9 دی پایانی بر بدترین خاطرات عمرم/

نه ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری 1388،جناب احمدی نژاد یکی از نزدیکان سیاسی خود را به عنوان وزیر پیشنهادی کشور به مجلس هشتم معرفی کرد. به دلایل مختلف نگران شدم. مهمترین دلیلم این بود که این معرفی ممکن بود زمینه را برای سوءاستفاده دشمنان جمهوری اسلامی ایران در تحریک شائبه های انتخاباتی فراهم کند.
از مدت ها قبل رسانه های ضد ایران و البته برخی سیاستمداران آمریکایی و اروپایی زیر سوال بردن ساز و کارهای انتخاباتی جمهوری اسلامی را در دستور کار قرار داده بودند. اساس کار بر راهبرد جنگ سردی برگرفته از نظریات "جرج کنان"استوار بود. طبق این نظر باید کاری می کردند که نظام سیاسی کشور هدف، جذابیت خود را ازدست می داد. مهمترین بخش این راهبرد ایجاد بی اعتمادی به نظام انتخاباتی کشور بود. لذا برخلاف دوره های گذشته که سردی ،تحریم و بی تفاوتی مردم در انتخابات را دنبال می کردند،این بار حضور گسترده مردم را پیش بینی کرده بودند. جلوی موج را نمی توانستند بگیرند. لذا هدف آنها منحرف کردن آن بود.
رسانه های آمریکایی،صهیونیستی در خارج و بیش از 170 مأمور و وابسته دیپلماتیک انگلیسی در داخل فعالیت های میدانی و روانی خود را آغاز کرده بودند.
در این شرایط باید مراقبت های صیانتی هم از طرف دولت مستقر آقای احمدی نژاد و هم رقبای سیاسی او صورت می گرفت. که به اعتقاد من دو طرف به وظیفه خود عمل نکردند.
به عنوان مخالف وزیر پیشنهادی کشور ثبت نام کردم. عین سخنانم در مخالفت را بلافاصله پس از درج این قسمت خاطره منتشر میکنیم. ببینید چقد دقیق توطئه را پیش بینی کرده بودم و البته موارد دیگری که طرح آنها بی سابقه بود از جمله نگرانی همیشگی ام از پیوند ثروت و قدرت. اما چه سود که به جای پاسخ منطقی،فقط اذیت،آزار و انتقام چشیدم و بگذریم که بارها در تنهایی ام مقابل اصحاب ثروت و قدرت فقط خدا را داشتم و بس.
از اقصی نقاط کشور و از میان مقامات و مسئولان مختلف با من تماس گرفته شد از تطمیع تا تهدید آشکارا به رخم کشیده می شد. همزمان صف عریض و طویل مخالفین وزیر پیشنهادی آب می رفت و همه فشارها بر روی ذهن خسته من تمرکز می یافت. یکی وعده وزارت می داد و یکی وعید رد صلاحیت.و کسی به استدلال هایم توجه نمی کرد و حتی پس از طرح دلایلم در شورای مرکزی اصولگرایان،رای جمعی بر عدم اعتماد به وزیر بود. اما فراکسیون نه به این رای پایبند ماند و نه به رای مهمتری مربوط به ریاست جمهوری. موضوعی که در ادامه شرح خواهم داد،تا شما در مورد بدترین سالیان غربت سیاسی ام داوری کنید.
نیمه شب قبل رای اعتماد هر لحظه سطح عناوین سیاسی تماس هایی که با من گرفته می شد، بالاتر می رفت و البته غلظت تهدیدها نیز به همان میزان بیشتر می شد. همین تحملم را تحلیل برده بود. گوشی را خاموش کردم و یکی از پراسترس ترین شب های عمرم را تقریبا بدون خواب واقعی به صبح رساندم.

شش صبح مجلس بودم. به رسم جلسات رای اعتماد به سراغ دیگر مخالفان رفتم تا به صورت تیمی کار مخالفت را پیش ببریم. دلم به فراکسیون خوش بود ولی نه اثری از مخالفت فراکسیون اصولگرایآن مانده بود و نه ردی از افراد ثبت نام کرده در لیست مخالفین.
جالب اینکه برخی از نمایندگان حامی دولت نیز به عنوان مخالف نوشته بودند،تا وقت مخالفین را بگیرند ولی موافق صحبت کنند.و در آن روز بی همتا شش موافق داشتیم و بنده تنها مخالف وزیر پیشنهادی کشور.
به اینجا که رسیدید،فیلم چند دقیقه ای مخالفت بنده را ببیند،تا باقی ماجرا را توضیح دهم.


پایان بخش اول...

[http://www.aparat.com/v/DCQoA]


 9 دی پایانی بر بدترین خاطرات عمرم

بخش دوم...

"خاطرات سیاسی دکترفلاحت پیشه"


...در حینِ جلسه، حتی آقای لاریجانی مجبور شد پس از چند تذکر،به صحبت های یکی از نمایندگانی پایان دهد که به اسم مخالف، موافقت می کرد.اما قضیه جدی تر از این بود .این جلسه تاریخی، نتیجهء بی سابقه ای نیز داشت.
وزیر پیشنهادی نصف به علاوه نیم آرای نمایندگان را کسب کرد.او به نصف به علاوه یک نیاز داشت ولی فقط نیم رای بیشتر از نصف آورد. بلافاصله برخی از نمایندگان با تذکراتی که تا روز بعد ادامه داشت،شائبه رای نیاوردن وزیر را مطرح کردند.اما همان لحظه دو خبرنگار خارجی از جمله خبرنگار یک خبرگزاری انگلیسی نظر بنده را جویا شد،گفتم از نظر من ایشان رای آورده و شائبه ای در کار هیات رییسه نمی بینم.
از فردای آن روز دستور تخریب بنده صادر شد.شب نامه نویسی در دستور کار قرار گرفت.و حتی عواملی در حوزه انتخابیه علیه من تحریک شدند.اما این پایان ماجرا نبود.به خاطر اعتقاد قلبی ام به مجلس ،دغدغه تازه ای به نام استقلال و اقتدار مجلس،بر فکر و ذهنم قالب شد.چون به این دو جمله اعتقاد عملی دارم که :"مجلس در رأس امور است"و "نماینده نباید وکیل الدوله باشد".
موضوع انتخابات ریاست جمهوری روزبه روز جدی تر می شد.آثار آن در نطق های میان دستور نمایندگان قابل پیش بینی بود.فضا دوقطبی شده بود درجریان مخالف احمدی نژاد عده ای به هجو و تخریب روی آوردند و عده ای نیز اصول و ساختارهای بنیادی نظام جمهوری اسلامی را زیر سوال می بردند.اما در طرف دیگر؛ شماری از نمایندگان حامی دولت به دنبال کشاندن مجلس به کارزار انتخاباتی بودند.در جمع اصولگراها جلسه اضطراری مجمع عمومی با حضور 204 نماینده در محل صحن علنی مجلس برگزار شد.
ریاست جلسه بر عهده آقای لاریجانی بود.موضوع،درخواست نمایندگان حامی دولت در فراکسیون اصولگرایان بود که انتظار داشتند کل فراکسیون بیانیه ای رسمی درحمایت از آقای احمدی نژاد در دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری را صادر نماید.رئیس جلسه اعلام کرد پنج موافق و پنج مخالف برای پیشنهاد فوق پشت تریبون اصلی صحبت کنند.
به عنوان اولین مخالف پیشنهاد،مطالبی را پشت تریبون گفتم که پرونده ام را نزد تندروها از گذشته سنگین تر کرد. بدون هیچ ملاحظه ای گفتم:"بنده معتقدم هر منصب سیاسی و مدیریتی،ظرفیت خاص خود را می طلبد.و به تناسب افزایش سطح مناصب فوق،باید ظرفیت روانی،اخلاقی و سیاسی نخبگان سیاسی افزایش یابد،من معتقدم این بنده خدا ظرفیت پست و جایگاه ریاست جمهوری را ندارد.مجلس جایگاه خطیری است،اگر کل تخم مرغ های پارلمان و فراکسیون فوق اکثریتی اصولگرایان را در سبد او قرار دهید.آنها را خواهد شکست. لذا خواهش کردم نمایندگان به پیشنهاد امضای بیانیه ی حمایتی از احمدی نژاد برای ادامه ریاست جمهوری او در دوره دوم رای ندهند". مهمترین و جدی ترین موافق صدور بیانیه و مخالف نظرات بنده یکی از برادران روحانی و از دوست های بسیار خوب بنده بود که الان در مجلس دهم نیز افتخار همکاری با ایشان را دارم. ایشان بنده را به همسویی  با آقای هاشمی متهم کرد و البته بگذریم که چند توهین آبدار را نیز نثارم کردند.جالب اینکه بنده در دوره قبل به آقای هاشمی رفسنجانی حتی رای هم نداده بودم.
به هرحال رای گیری محرمانه و با ورقه آغاز شد و از 204 عضو حاضر فراکسیون اصولگرایان، 88 نفر در مقابل 86 نفربا نظر ما موافقت کردند.و بقیه در انتخابات شرکت نکردند.ولی در کمال تعجب از صبح روز بعد شرایط دیگری شکل گرفت که خلاف اساسنامه فراکسیون بود.
حامیان صدور بیانیه برغم شکست در انتخابات داخلی فراکسیون،بیانیه حمایت بدون قید و شرط از احمدی نژاد در انتخابات دوره دوم را تنظیم،و مشغول جمع آوری امضا شدند.یکی از عزیزان بیانیه را که 211 نفر آن را امضاء کرده بودند،نزد من آورد و گفت :هنوز اعتقاد داری نباید امضا کرد؟عرض کردم:" اعتقادی به کار شما ندارم .این کار هم وهن مجلس است و هم وهن فراکسیون."
هنوز هم معتقدم آن کار، قربانی کردن با سابقه ترین و پرافتخارترین پارلمان خاورمیانه پیش پای کسی بود که رسما می گفت "مجلس در رأس امور نیست." و البته حرف او در مورد آن مجلس صدق می کرد.حتی یک بارهم گفته بود هر وقت اراده کنم این نمایندگان را هشت تا هشت تا به خاطر یک سفر دنبال خودم می کشانم(نقل به مضمون)
این قسمت را نیز راست میگفت.برخی از افراد پای ثابت سفرهای نیویورکی ایشان بودند.

 پایان بخش دوم...




طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
[ پنجشنبه 9 دی 1395 ] [ 12:18 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]

چهار ماه تلفیقِ برنامه

"خدمت" و "خیانت"



دو وظیفه بنیادی مجلس در امر قانونگذاری به تصویب قانون برنامه و قانون بودجه اختصاص دارد.قانون برنامه توسعه کشور هر پنج سال یکبار و قانون بودجه سالیانه تدوین می شود.روال کار هم اینگونه است که ابتدا دولت لایحه مربوطه را می آورد و بعد هر کمیسیون سه نفر را برای تشکیل کمیسیون تلفیق و با رای گیری انتخاب میکنند.

در کمیسیون تلفیق هنگام دفاع از استان های جنگ زده و مردمانش گفتم،در دورانی که در دیگر مناطق کشور زندگی جریان داشت،این مردمان در درون خانه های خودشان با دشمن می جنگیدند. اگر فردا روزی دوباره نیاز به دفاع بود،بازهم این مرزنشین ها هستند که جان خود را در معرض گلوله دشمنان قرار می دهند.و به اسم کشورهای مختلف دنیا را نام بردم که به مرز بیشتر از مرکز توجه می کنند تا سنگرهای آنها متروک نشود.

دیگر اینکه تصویب کردیم هر گونه تخصیص صنعتی آب به استان های مرکزی کشور ممنوع است. یعنی آن دسته از استان های برخوردار کشور که به خاطر حاکمیت نخبگانشان در دولت،ناعادلانه صنعتی شدند،اکنون دیگر نمی توانند به انحصار صنایع و کارخانجات کشور ادامه دهند.و برعکس ،استان کرمانشاه از جمله مناطقی است که در اخذ مجوزهای صنعتی از آب تا وام محدودیتی ندارد.
دولت را در طرحی که شخص بنده در صحن علنی مجلس از آن دفاع کردم ،موظف کردیم 6000 میلیارد تومان از صندوق توسعه ملی را به اشتغال روستائیان اختصاص دهد.و تا پایان قانون برنامه ششم هیچ روستایی در کشور بدون جاده آسفالته و گاز باقی نماند.
در حکمی دیگر با طرح و دفاع بنده؛ کمیسیون تلفیق دولت را موظف کرد اقدامات پیشگیرانه، جبران تلفات و خسارات را در خصوص مقابله با ریزگردها انجام دهد.
جالب اینکه برغم تاکید لایحه دولت بر محیط زیست به عنوان یکی از پایه های چهارگانه برنامه ششم،در آن اشاره ای به بزرگترین مشکل سالیان اخیر غرب و جنوب کشور،گرد و خاک نشده بود.

اغلب آخر شب هنگامیکه به خانه بر میگشتم،بچه هایم که صبح در خواب ترکشان کرده بودم،بازهم در خواب بودند. جالب اینکه خائنان به ذات نه تنها اشاره ای به کارهایم در رسانه های خود نکرده بودند بلکه مدام با حاشیه و دروغ پردازی سعی می کردند مرا عصبانی کنند،به حاشیه ببرند و از وظایف اصلی خود دور کنند. غافل از اینکه من معتقد به اصل " #بهداشت_ذهنی" هستم. بر اساس این اصل باید از انتقادات سازنده استقبال کرد اما نباید ویروس ها و میکرب ها را به ذهن و فکر خود راه داد. این عارضه ها ساخته ذهن بیمار و مغرض کسانی است که فقط در محیط کثیف و آلوده توان حیات و جنبش دارند.  شک نکنید این بار به پشتوانه شما مردم عزیز اجازه نمی دهم زالوها خون ملت را بمکند. شهر از بوی تعفن زالو صفتان پاک خواهد شد.


پایان بخش سوم



طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
[ جمعه 3 دی 1395 ] [ 01:39 ق.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
چهار ماه تلفیقِ برنامه

"خدمت" و "خیانت"

http://media.icana.ir//Image/2016/12/201612106521551214_Orig.jpg
  • یکی از روزهای آبان گذشته پنج صبح از خواب بیدار شدم ،قرار صبحانه کاری ما 6 صبح در بهارستان بود تا بعد از 28 سال یکی از حقوق ساکت مانده استان های جنگ زده را احیا کنیم. در قانون برنامه چهارم و پنجم احکام کلی مربوطه را گنجانده بودیم اما دولت ها آن را اجرا نکردند.و در چهار سال گذشته نیز "#سکوت" به حدی سنگین بود که حتی دولت احکام کلی گذشته را نیز حذف کرده بود.لذا مقرر کردیم که دولت را در قالب احکام تکلیفی موظف کنیم مناطق جنگ زده را احیا کند.همزمان در صحن علنی نیز امضای لازم را جمع آوری کردیم تا دولت در مقابل این پیشنهادات ایستادگی نکند.
  • مقرر شد هر ساله 10 درصد به بودجه استان های جنگ زده بیشتر از دیگر استانها اضافه شود. طوری که در پایان قانون برنامه ششم این استان ها از لحاظ توسعه و عمران به سطح استان ها برخوردار ارتقاء یابند.همچنین مقرر کردیم خط ترسیمی سازمان اداری و استخدامی کشور در سال 1376،ملاک تعیین مناطق جنگی شود.این خط از اسلام آباد غرب تا مرز را منطقه جنگی می شناسد ولی خط های ترسیمی قبلی منطقه جنگی را از حدود سرمیل به سمت مرز به رسمیت می شناسد.
  • در طول این مدت با تمام دستگاهای نظامی و امنیتی والبته سازمان برنامه و بودجه جلسه گذاشته ام و چند ساعت را در ستاد کل نیروهای مسلح مستقر شدم تا حق ایثارگری شهر و دیارم و حقانیت توسعه ای استانم را زنده کنم.
  • در حکمی دیگر دولت را موظف کردیم حقوق رزمندگان معسر ،گمجن و جانبازان زیر25درصد را به عنوان حق دائم آنها پرداخت نماید. این کار را به اتفاق دوست عزیزم "#سیدحشمت الله جاسمی اجاق" در مجلس هفتم آغاز کردیم. آن زمان دولت یک ردیف متفرقه ده میلیارد تومانی را به این رزمندگان گمنام اختصاص داد. ولی برای سال آینده یک ردیف مستقل 720 میلیارد تومانی و ردیف کمکی ده میلیارد تومانی اختصاص یافت.
  • وظیفه خودم میدانم از زحمات برادرانم"مصری،تجری،فتح الله حسینی و حیدری طیب نیز تشکر کنم که در این مدت مانع فراموشی حقوق این عزیزان رزمنده و جانباز شده اند.

پایان بخش دوم...




طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
[ چهارشنبه 1 دی 1395 ] [ 01:17 ق.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
چهار ماه تلفیقِ برنامه

"خدمت" و "خیانت"


http://media.icana.ir//Image/2016/12/201612100077015163_Orig.jpg
از شش ماهه اول کارم در این دوره،چهار ماه را شبانه روزی کار کردم. چهار ماهی که عضو کمیسیون تلفیق قانون برنامه ششم بودم. دو ماهه اول تمام طرح های راکد مانده را با جلسات،تذکر،سؤال و تحقیق و تفحص به جریان انداختم.و حتی در مواردی برای مسئولان اهمال کننده یا کارشکن در حق شهر و استانم در خواست اعمال ماده 236 کردم.(ماده ای از آیین نامه که طبق آن مدیران به دادگاه معرفی می شوند.)

  • راه آهن غرب کشور،منطقه ویژه اسلام آباد غرب،بیمارستان دوم شهر و تجهیز بستر درمان دالاهو،تکمیل راه کربلا از پلدختر تا قصرشیرین،منطقه آزاد آن و بازگشایی راه خسروی،راه های روستایی و آسفالت تمام معابر شهرهای حوزه،پایان رکود دانشکده فنی مهندسی رازی،سدها و....طرح حقوق فرهنگیان،بازنشسته ها،کارگران ،کشاورزان و...همه این موارد را در دو ماه پیگیری کردم و گردشکار نظارتی مربوطه را شروع کردم.
  • دلم وقتی به حال این شهر و مظلومیت خودم می گرفت که علاوه بر موارد فوق،شبانه روزی چهار ماهِ اخیرم را به تلفیق اختصاص دادم. اما برخی دوستان بی انصاف فقط مشغول دروغ پراکنی و تخریب بودند. به چپ و راستشان اعتمادی نیست. این معدود افراد همواره در انتخابات از جبهه پایداری در منتها الیه راست تا مشارکت در منتها الیه چپ با هم همدست می شوند و در خدمت فرصت طلبی قرار می گیرند.و خدا می داند آنها عوامل اصلی "#خیانت" به این استان اند که حیف است اصولگرایان اصیل و اصلاح طلبان واقعی گرفتار منفعت طلبی آنها شوند.

  • یک شب احدی از آنها با من تماس گرفت و گفت: 72 ساعت با وجدان خودم کلنجار رفتم؛ آخرش وجدانم برنده شد. و به تو زنگ زدم که بگویم پشیمانم باعث باخت شما شدیم...
این فرصت طلبان زمانیکه جریان موج انتخابات دهم را پیش بینی کردند،دوباره نزدیک شدند و جلسه محرمانه گذاشتند. تاریخ خیانت هایشان به من اجازه نداد به آنها اعتماد کنم و چون بی منفعت شدند،به لباس اصلی خودشان بازگشتند و میزبان بزم های خیانت شدند.

  • از امروز یکشنبه (28 آذر ماه) عمری باقی باشد،از یک طرف بررسی برنامه را چهار شیفته در صحن علنی مجلس آغاز میکنیم و همزمان به عنوان نماینده کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در تلفیق بودجه 1396، ساعات ناهار و استراحت خود را به بودجه اختصاص می دهم.و در ایامی که حتی امکان پاسخ به تلفن را ندارم،خائنان به حقیقت ،به بازی خود ادامه خواهند داد. برای مقایسه آن "#خدمت" و "#خیانت" به خلق و کشور،بخشی از خاطرات چهار ماه گذشته را به عرض می رسانم.

پایان بخش اول...





طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
[ دوشنبه 29 آذر 1395 ] [ 01:15 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
پس از شش ماه پیگیری ۲۴ ساعته عمران و توسعه؛ در حوزه اسلام آباد غرب و دالاهو "#شارو" تنها کلمه ای است که می توانم برای عملکرد این حوزه در چهار ساله قبل از آن به کار گیرم.✳️
 
7"منطقه ویژه اقتصادی"/"پتروشیمی اسلام آبادغرب"

منطقه ویژه اقتصادی اسلام آباد غرب به عقب افتاده ترین منطقه در میان مناطق ۲۳ گانه ای تبدیل شد که بیشترین زحمت تصویب قانون آن در مجلس هشتم برعهده بنده بود.
با آقایان جهانگیری و ترکان در دولت، موضوع پایان "#فریز" منطقه ویژه اسلام آباد غرب را دنبال کرده ام. برخی افراد به خاطر خوش آمد دیگران طرح تأمین آب صنعتی اسلام آباد غرب را راکد کرده بودند و از طرفی ادعای احداث پتروشیمی را مطرح می کردند. یکی از وزرا به سرمایه‌گذاری گفته بود اگر فلان شخص را به جلسات پتروشیمی بیاورید،کل طرح را برهم میزنم. از زمان قانون برنامه چهارم جناب دکتر زنگنه قویترین وزیر حال حاضر دولت آقای روحانی، طرح احداث پتروشیمی بزرگ غرب کشور را در دستور کار داشت.هشت سال نبود او در دولت؛ این طرح عظیم را با وقفه مواجه کرد و در دوره جدید وزارتش، قرار شد در منطقه ویژه اسلام آباد غرب طرح را احداث کند.چون این طرح عظیم؛ به بین المللی ترین پروژه صنعتی استان کرمانشاه تبدیل خواهد شد.
در مجلس نهم نماینده معلوم الحالی علیه یکی از سرمایه‌گذاران پتروشیمی اسلام آباد غرب سخنرانی می کند و به نام آن شخص، اصل طرح پتروشیمی را زیر سوال می‌برد. اگر در آنجا حضور داشتم، به حدی تذکر و اخطار میدادم تا نماینده و باندش را وادار به عذرخواهی کنم. اما این بی کسی و بی دفاعی منجربه گسست جدی در پروژه شد.
هفته پیش هنگام طرح تقاضای تحقیق و تفحص بنده از موضوع قاچاق کالا و ارز، به گونه ای در مقابل رویهء کمیسیون اقتصادی سخن گفتم که به طور بی سابقه ای طرحی را که یکی از کمیسیون‌های قوی مجلس آن را "#رد" کرده بود با با بیش از دو سوم آرا در صحن علنی مجلس تصویب شد. نماینده ای در تحلیل آن روز پر هیجان مجلس گفت: "اینها نمی دانستند که نمی‌توان سربسر فلاحت پیشه گذاشت."
 در موضوع پتروشیمی اسلام آباد غرب، سرمایه‌گذاران را جمع کردم و گفتم: هر جای کشور مشکلی داشتید به عنوان یک پشتوانه بر روی بنده حساب کنید.
"خدا می‌داند این کل رابطه من با سرمایه‌گذاران است."
رسوا شدند کسانی که در انتخابات مجلس نهم مرا با اتهامات مالی تخریب کردند، نتیجه گرفتند ولی بعد از آن هم نفرین سرمایه‌گذار پشت سرشان بود و هم کارگر.
 برای رفع مانع صدور مجوز "#محیط_زیست" تا جایی پیش رفتم که حتی آقای نوبخت سخنگوی دولت نیز گفت: با شما موافقم در مورد پتروشیمی آنها همچون "#محیط_ایست" عمل کرده اند و سرانجام مجوز مربوطه صادر شد، برای تسهیلات 1.5 میلیارد یورویی (حدود ۶ هزار میلیارد تومان) طرح پتروشیمی نیز هم از وزیر اقتصاد و دکتر نوبخت کمک گرفتم و هم دیگر مدیران عامل بانکها همچون آقای دکتر چغازردی مدیرعاملِ کرمانشاهی بانک سپه را به کمک فراخواندم و سرانجام جناب آقای افخمی مدیرعامل قصرشیرینی بانک صنعت و معدن نامه عاملیت بانک را امضا کرد والبته سرمایه گذاران نیز در ایام رکودمالی خود، برادری کردند و سهم سپرده خود را افزایش دادند و درکل امروز بعد از سه ماه پیگیری غیررسمی و شش ما نمایندگی مجلس؛ خدایا شکر. به جایی رسیده ایم که دورِ این بوستان "#شارو" شده را حصاری زده ایم تا کسی جرأت نگاه چپ به حقوق این مردم را نداشته باشد و در داخل نیز مشغول احیای این باغ سوخته ایم و از خدا می‌خواهیم بهار آینده بخشی از جوانه ها سر از خاک برآورده و درختان نیمه سوخته،شکسته و شاخ و برگ ریخته شهرمان، سبزی بهار را قشنگ تر نمایند.
دعا کنید؛ دستبوس شما
"حشمت الله فلاحت پیشه"

پایان بخش هفتم (پایان)




طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
[ جمعه 26 آذر 1395 ] [ 04:59 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
پس از شش ماه پیگیری ۲۴ ساعته عمران و توسعه؛ در حوزه اسلام آباد غرب و دالاهو "#شارو" تنها کلمه ای است که می توانم برای عملکرد این حوزه در چهار ساله قبل از آن به کار گیرم.
 
6 "دانشگاه"

  • در زمانیکه بنده ایدهء ایجاد دانشگاه فنی و مهندسی رازی در اسلام آباد غرب را مطرح کردم؛ خیلی از افراد حتی چنین فکری را نیز به مخیلهء خود راه ندادند. ببینید این دانشگاه چه وضعیتی پیدا کرده و در این ایام چند واحد دانشگاهی به شهرستانهای دیگر استان داده شده است؟
  • دکتر کریمی فرماندار محترم اسلام آباد غرب در یکی از جلسات پیگیری پروژه ها با عصبانیت خطاب به مسئولان دانشگاه رازی گفت: اگر آقای فلاحت پیشه نیامده بود،اکنون دانشگاه را تعطیل کرده بودید.
  • در دوره هشتم زمین احداث دانشکده فنی و مهندسی رازی را مشخص کرده بودیم. یک میلیارد تومان پول احداث هنوز روی حساب دانشگاه است. و یک میلیارد تومان نیز کمکِ یکی از خیرین عزیز آماده بود. به حدی این "شاروی"  علم برایم دردآور بود که دیگر به سمت "سؤال" از وزیر نرفتم، بلکه درخواست اعمال ماده ۲۳۶ آئین‌نامه داخلی کردم که طبق آن مسئولان اهمال کار را باید به دادگاه معرفی کنند. یعنی تهدید کردم که اگر رفع مشکل نشود، دو وزیر علوم و جهاد کشاورزی( به خاطر رفع مانع مربوط به منابع طبیعی) را با رأی مجلس به دادگاه احضار خواهیم کرد.
  • به این موضوع رکود دانشگاههای آزاد و پیام نور اسلام آباد غرب و دالاهو را نیز باید اضافه کرد که هر یک قصه ای دراز دارند.

پایان بخش ششم...
 



طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
برچسب ها: اسلام آباد غرب، فلاحت پیشه، دانشگاه رازی،
[ جمعه 26 آذر 1395 ] [ 04:45 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
پس از شش ماه پیگیری ۲۴ ساعته عمران و توسعه؛ در حوزه اسلام آباد غرب و دالاهو "#شارو" تنها کلمه ای است که می توانم برای عملکرد این حوزه در چهار ساله قبل از آن به کار گیرم.

"راه آهن غرب کشور"

در راه آهن غرب کشور نه تنها شما حق مردم استان، بلکه منافع ملی کشور "#شارو" شد. لذا بر خلاف انتظار همگان سؤال راه آهن را در مجلس جدید ، به جای وزیر راه از "#وزیراطلاعات" کشور پرسیدم. و در نطقم گفتم در حق "#مقام_معظم_رهبری" ظلم کرده اید . طبق قانون تخصیص بودجه های سفر مقام معظم رهبری ، صد در صد است. ولی از 300 میلیارد تومان آخرین سال مجلس ما در دوره نهم ، فقط 28 میلیارد تومان داده شد . در حالیکه کسانی همچون دو معاون رئیس جمهور هر کدام 220 و 190 میلیارد تومان را به استان های خود اختصاص دادند. همچون سفر دوم آقای احمدی نژاد ، نزدیک بود سفر آقای روحانی را نیز به هم بزنیم که سر انجام دولت پذیرفت و راه آهن سال آینده به کرمانشاه می آید و انشأالله سال بعد از آن ایستگاه اسلام آباد غرب افتتاح می شود .
طبق نقشه؛ شهرهای قصرشیرین و سرپل ذهاب ایستگاه راه آهن خود را دارند و بنده وظیفه خودم دانسته و به مسئولین مربوطه هشدار داده ام که نباید دومین شهر مقاوم کشور، گیلانغرب تنها شهری باشد که از نعمت ایستگاه محروم شود . و اگر از ضرورت اتصال سریعتر راه آهن به مرز دفاع می کنم ، دلیل آن تحلیل راهبردی و امنیتی این طرح است و همواره به عنوان همکار شاهد دلسوزی نمایندگان دیگر استان به ویژه نماینده عزیز قصر شیرین ،سرپل ذهاب و گیلانغرب از طرح های مرزی بوده ام و زحمت ایشان را پاس می دارم.


پایان بخش پنجم...



طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
[ چهارشنبه 24 آذر 1395 ] [ 11:16 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
شـــــــــــــــــــــــارو!

پس از شش ماه پیگیری ۲۴ ساعته عمران و توسعه؛ در حوزه اسلام آباد غرب و دالاهو "شارو" تنها کلمه ای است که می توانم برای عملکرد این حوزه در چهار ساله قبل از آن به کار گیرم.

4"تولیدصنعتی"

برای تمامی مراکز صنعتی اسلام آباد غرب و دالاهو پوشه های مجزایی بر اساس "#بانک_عامل" ایجاد کردم و بدون اینکه شخص سرمایه گذار خبر داشته باشد، برای رفع مشکلات آنها در بالاترین سطح وزارتی و مدیرعاملی بانک جلسه گذاشته ام.
"#شاروی" واقعی اینجا صورت گرفته است. همه ورشکست شده اند. چندی پیش از طرحی بازدید کردم که سه سال پیش ۷ میلیون دلار وام آن تصویب شده ولی هنوز پرداخت نکرده اند و به قول خودش به جای تولید صنعتی، در حال پرورش مرغ و خروس بود. و در طول ۴ سال قبل، مجموعه تسهیلات صنعتی تصویب شده برای شهرهای اسلام آبادغرب و دالاهو یک صد هزارم زمان بنده نبوده است.
گناه جوانان آواره شهرمان به گردن کیست؟
در آینده خبرهای خوشی در رابطه با توسعه صنعتی منطقه خواهیم شنید.


پایان بخش چهارم...






طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
[ دوشنبه 22 آذر 1395 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

مدیر وبلاگ : سجاد حسینی

آخرین مطالب
.
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :